۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰

۹ معلم مینابی فراموش شدند

۹ معلم مینابی فراموش شدند

می‌گویند که نگویید ۲۸۳ بازمانده مدرسه «شجره طیبه». بگویید ۲۸۳ دانش‌آموز و ۹ معلم بازمانده «شجره طیبه».

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: می‌گویند که نگویید ۲۸۳ بازمانده مدرسه «شجره طیبه». بگویید ۲۸۳ دانش‌آموز و ۹ معلم بازمانده «شجره طیبه». در جریان حمله دشمن خون‌خوار به مدرسه «شجره طیبه» ۱۲۰ دانش‌آموز و ۲۶ معلم به شهادت رسیدند و ۲۸۳ دانش‌آموز و ۹ معلم، زنده از آن معرکه بیرون آمدند. ۲ معلم از ۹ معلم بازمانده، پیش از ساعت حمله به مدرسه «شجره طیبه» از مدرسه خارج شده بودند و ۷ معلم دیگر در مدرسه، شاهد شهادت دانش‌آموزان و همکارانشان بودند. معلم‌های بازمانده «شجره طیبه»، پس از حمله به این مدرسه به‌جای خارج شدن و رفتن به مکانی امن، انتخابشان این بود که کنار کودکان زخمی و مجروح بمانند و بچه‌ها را از زیر آوار بیرون بکشند، حتی اگر بعدها کسی قصه و نقل و خاطره‌ای از ایثارشان نگوید و نامی از آن‌ها به میان نیاید.

علی‌رغم وعده‌های داده شده از اردیبهشت‌ماه تا همین چند روز گذشته برای تبدیل وضعیت معلمان بازمانده «شجره طیبه»، همچنان این ۹ معلم به‌عنوان نیروی آزاد در این مدرسه درحال تدریس هستند. ۱۸ اردیبهشت‌ماه امسال بود که نایب رئیس مجلس شورای اسلامی قول تبدیل وضعیت معلمان مدرسه «شجره طیبه» را داد. همین چند روز گذشته نیز وزیر آموزش‌وپرورش از برنامه‌ریزی برای جذب معلمان بازمانده مدرسه «شجره طیبه» در بدنه آموزش‌وپرورش خبر داد. این درحالی است که معلمان از تبدیل وضعیتشان به‌عنوان نیروی حق‌التدریسی سخنان ناموثقی شنیده‌اند.

معلمان بازمانده «شجره طیبه» این روزها از کم‌لطفی مسئولان شهرستان، استان و وزارت آموزش‌وپرورش گلایه‌مندند. کمترین کاری که می‌شد برای این ۹ معلم بازمانده کرد، رسیدگی به وضعیت معیشتی آن‌ها در ۷ ماه خانه‌نشینی و بیکاری بود. این معلمان شهادت دانش‌آموزان و همکارانشان را از نزدیک دیده‌اند و آن‌طور که سرپرست مشاوران اعزامی به میناب می‌گوید، درگیر افسردگی‌های شدیدی هستند.

بعد از آن روز، زندگی هم متوقف شد

معلم مینابی مدرسه «شجره طیبه» می‌گوید ۹ معلم بازمانده این حادثه، پیش از حمله نیروی آزاد مدرسه بودند؛ چراکه «شجره طیبه» یک مدرسه غیردولتی است. آن‌ها تا اردیبهشت‌ماه حقوق و بیمه داشتند، اما پس از آن دیگر وضعیت مشخصی نداشتند. در تابستان، پس از پیگیری‌هایی که انجام شد، حقوق و بیمه آن‌ها از سوی مؤسس مدرسه پرداخت شد، اما این موضوع نیز به معنای تعیین تکلیف آینده شغلی‌شان نبود. معلمان بازمانده از همان روزهای نخست، خواسته خود را با مسئولانی که به میناب آمدند در میان گذاشتند. آن‌ها می‌خواستند بعد از آنچه در مدرسه دیده و تجربه کرده‌اند، در آموزش‌وپرورش استخدام شوند و وضعیت شغلی مشخصی داشته باشند.

حتی تأکید داشتند اگر قرار است به‌عنوان نیروی رسمی آموزش‌وپرورش ادامه کار دهند، در همین مدرسه بمانند؛ مدرسه‌ای که حالا برای آن‌ها فقط محل کار نیست و خاطره همکاران و دانش‌آموزانی را در خود دارد که دیگر بازنمی‌گردند. بااین‌حال، آنچه این روزها می‌شنوند، تبدیل وضعیت به نیروی حق‌التدریس بوده است؛ موضوعی که با مطالبه اصلی آن‌ها فاصله دارد. این معلم مینابی مدرسه «شجره طیبه» می‌گوید برای آن‌ها قابل‌انتظار نبوده که بعد از چنین حادثه‌ای، صرفاً به‌عنوان نیروی حق‌التدریس به کار گرفته شوند. خواسته‌شان استخدام رسمی و داشتن پشتوانه‌ای برای ادامه زندگی و کار است.

معلمانی که خودشان را از مدرسه بیرون نکشیدند

حامد بخشی، مدرس دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه فرهنگیان و مسئول گروه روان‌شناسان جهادی اعزامی به میناب، می‌گوید ۹ معلم بازمانده مدرسه «شجره طیبه» بر اساس اطلاعاتی که از خودشان، خانواده‌هایشان و روایت‌های مربوط به روز حادثه وجود دارد، در همان دقایق پس از بمباران، در نقش ناجی دانش‌آموزان ظاهر شدند. برخی از آن‌ها خودشان آسیب جسمانی دیده بودند، اما با وجود شرایطی که بر مدرسه حاکم شده بود، تلاش کردند دانش‌آموزان را از فضای تخریب‌شده مدرسه خارج کنند و به نقاط امن برسانند.

به گفته بخشی، حتی یکی از مادران دانش‌آموزان بازمانده در گفت‌وگویی که با او داشته، از یکی از همین معلمان نام برده و گفته است که خود و بسیاری از دانش‌آموزان کلاس اول و دوم ابتدایی، زندگیشان را مدیون این معلم هستند؛ معلمی که در آن شرایط سخت، تعدادی از بچه‌ها را از کلاس و مدرسه خارج کرده و به گوشه‌ای امن از حیاط رسانده و سپس برای نجات دیگر دانش‌آموزان برگشته است.

به گفته او، این معلمان می‌توانستند در همان لحظات اولیه از مدرسه خارج شوند و دانش‌آموزان را تنها بگذارند، اما ماندند و تلاش کردند فضایی امن برای خروج دیگر بچه‌ها ایجاد کنند. برخی از آن‌ها آسیب‌های جسمانی دیدند؛ دستشان شکست یا آسیب‌های دیگری متحمل شدند. تعدادی درمان‌های سرپایی داشتند و برخی دیگر نیز به درمان‌های جدی‌تری نیاز پیدا کردند و تحت درمان قرار گرفتند. بااین‌حال، هنوز برای آسیب‌های جسمانی آن‌ها در بحث جانبازی یا پرونده ایثارگری اقدامی نشده است.

۴ مطالبه برای ۹ معلم بازمانده

حالا معلمان بازمانده ۴ مطالبه جدی دارند؛ نخست، تعیین تکلیف وضعیت استخدامی و تغییر وضعیت شغلی آن‌ها بر اساس وعده‌هایی که از سوی وزیر آموزش‌وپرورش و مسئولان مربوطه داده شده است. دوم، رسیدگی جدی به وضعیت بیمه آن‌ها. سوم، پرداخت کمک‌های نقدی و هدایایی که کم‌وبیش به خانواده‌های شهدا و دانش‌آموزان بازمانده تعلق گرفته و حداقل پرداختی برای این ۹ معلم نیز در نظر گرفته شود تا بخشی از فشار معیشتی ماه‌های گذشته جبران شود. مطالبه چهارم نیز به صدور کارت ایثارگری برای آن‌ها مربوط می‌شود؛ کارتی که به گفته بخشی، حتی اگر مزایای گسترده‌ای نداشته باشد، می‌تواند حداقل برخی خدمات، از جمله در حوزه بیمه درمانی یا مسائل دیگر، برای آن‌ها در نظر بگیرد.

در کنار همه این‌ها، بخشی بر ضرورت تشکیل پرونده سلامت برای این ۹ معلم تأکید دارد. به گفته او، هر ۹ معلم دچار اختلال استرس پس از سانحه و آسیب شدید روانی هستند و حتی اگر درمان آن‌ها از همین امروز آغاز شود، ممکن است تا چند سال آینده به خدمات روان‌شناسی و حتی روان‌پزشکی نیاز داشته باشند. او می‌گوید در صحبت با چند نفر از این معلمان، شدت افسردگی، اضطراب و افکار خطرناک آن‌ها به‌اندازه‌ای بوده که به بعضی از آن‌ها توصیه کرده است حتماً به روان‌پزشک مراجعه کنند و دارو مصرف کنند. یکی از این معلمان، برادرزاده‌اش را نیز در همان مدرسه از دست داده است.

بخشی می‌گوید وضعیت روحی و روانی او بسیار نامناسب است؛ چراکه مدت‌ها با احساس گناه و عذاب وجدان زندگی کرده و از خود می‌پرسیده چرا خودش زنده مانده، اما برادرزاده‌ای که معمولاً در مدرسه با او بوده و با هم رفت‌وآمد می‌کردند، شهید شده است. به گفته بخشی، جنس آسیبی که به این معلمان وارد شده، باتوجه‌به احساس مادرانه یا خواهرانه‌ای که نسبت به دانش‌آموزان داشتند، حالا خود را در قالب احساس گناه و عذاب وجدان نشان می‌دهد. این‌ها از نظر او نشانه‌های آسیب جدی روانی است که باید تحت درمان قرار بگیرد.

هفت ماه بلاتکلیفی، بدون یک پشتوانه

در این مدت، به گفته این معلم مینابی، کسی برای رسیدگی مشخص به وضعیت معیشتی آن‌ها سراغشان نیامده است. آن‌ها در شرایطی که با هزینه‌های زندگی و تورم مواجهند، هنوز حقوق مشخصی ندارند. پیش‌ازاین، حقوقشان حدود ۱۱ میلیون تومان بوده و حالا حتی همان درآمد نیز برایشان وجود ندارد. ازسوی‌دیگر، پرونده‌های آن‌ها در بنیاد شهید نیز هنوز تعیین تکلیف نشده است. هر بار که برای پیگیری مراجعه کرده‌اند، به آن‌ها گفته شده کمیسیون پزشکی قرار است تشکیل شود، اما هنوز این کمیسیون برگزار نشده و آن‌ها برای بررسی وضعیتشان فراخوانده نشده‌اند.

در نتیجه، هنوز برایشان مشخص نیست که در نهایت چه حمایتی شامل حالشان خواهد شد و وضعیت آن‌ها در بحث جانبازی یا ایثارگری چگونه خواهد بود. این ۹ معلم، با وجود همه آنچه در «شجره طیبه» دیده‌اند، می‌خواهند در همان مدرسه بمانند. برای آن‌ها «شجره طیبه» بخشی از زندگی و خاطره همکاران و دانش‌آموزانی است که در همان روز به شهادت رسیدند. به همین دلیل، استخدام در آموزش‌وپرورش را تنها از منظر یک موقعیت شغلی دنبال نمی‌کنند. آن‌ها می‌خواهند اگر قرار است ادامه دهند، در همین مدرسه باشند. این معلم مینابی مدرسه «شجره طیبه» معتقد است این ۹ نفر بخشی از تاریخ شفاهی مدرسه هستند.

دانش‌آموزان و خانواده‌ها ممکن است بخواهند درباره آن روز بدانند و با کسانی صحبت کنند که آن حادثه را از نزدیک دیده‌اند. به همین دلیل، برای معلمان بازمانده اهمیت دارد که از یکدیگر جدا نشوند و در همان مدرسه به کار ادامه دهند. بااین‌حال، هنوز خواسته اصلی آن‌ها محقق نشده است. حتی به آن‌ها گفته نشده که برای تشکیل پرونده ایثارگری به بنیاد شهید و امور ایثارگران مراجعه کنند. برای معلمانی که روز حادثه در مدرسه بودند، زیر آوار ماندن بچه‌ها را دیدند، همکارانشان را از دست دادند و پس از حمله کنار دانش‌آموزان مجروح ماندند، حالا مهم‌ترین مطالبه، داشتن یک جای پای روشن برای ادامه زندگی است؛ پشتوانه‌ای که پس از ماه‌ها بلاتکلیفی هنوز به آن‌ها داده نشده است.

۹ معلمی که همکاران و دانش‌آموزانشان را از دست دادند

بخشی می‌گوید هر ۹ معلم بازمانده را به‌صورت جداگانه دیده و برای همه آن‌ها پرونده تشکیل شده است. هر ۹ نفر نیز تحت‌نظر مشاوران و روان‌شناسان قرار دارند، اما به گفته او، وضعیت روانی هر ۹ معلم به‌شدت آسیب‌دیده است. آن‌ها هم شهادت همکارانشان را دیده‌اند و هم شهادت بسیاری از دانش‌آموزان مدرسه و شاگردان خودشان را. ازسوی‌دیگر، تعدادی از همین بچه‌ها را با وضعیت نامناسب از مدرسه خارج کرده و به نقطه امن رسانده‌اند. او این رفتار معلمان را نوعی فعالیت زینب‌وار توصیف می‌کند؛ فداکاری‌ای که با صبر و حوصله بسیار زیاد همراه بوده، اما حالا آثار روانی آن بر معلمان بازمانده باقی مانده است.

بخشی می‌گوید شرایط روانی این ۹ نفر اکنون به‌شدت به‌هم‌ریخته و نامناسب است و همه آن‌ها با آسیب‌های جدی روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بااین‌حال، یکی از گلایه‌های جدی این معلمان در روزهای گذشته، حتی نه‌فقط مسائل درمانی و معیشتی، بلکه دیده‌نشدن خودشان است. بخشی می‌گوید سه، چهار روز گذشته با چند نفر از آن‌ها صحبت کرده و نخستین گلایه‌ای که از او داشته‌اند این بوده که چرا در مصاحبه‌ها و گزارش‌هایی که درباره ۲۸۳ دانش‌آموز بازمانده انجام شده، نامی از ۹ معلم بازمانده برده نشده است. برای بخشی، دلیل این گلایه قابل‌تأمل بوده است؛ چراکه در اخبار و اطلاعاتی که مسئولان کشوری، استانی و شهرستانی مطرح کرده‌اند، همواره گفته شده بود که از معلمان بازمانده مدرسه «شجره طیبه» رسیدگی لازم صورت می‌گیرد یا صورت گرفته شده است.

از ۹ اسفند وضعیت معلمان همچنان مشخص نشده است

مسئله بیمه و وضعیت استخدامی این معلمان نیز همچنان بلاتکلیف است. بخشی می‌گوید اخبار مربوط به وعده مسئولان را بررسی کرده و از جمله وزیر آموزش‌وپرورش در ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ اعلام کرده که معلمان بازمانده مدرسه «شجره طیبه» استخدام آموزش‌وپرورش می‌شوند و برای آن‌ها تبدیل وضعیت اتفاق می‌افتد. به گفته او، معاون و نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی نیز بر تعیین تکلیف وضعیت این معلمان و حرکت آن‌ها به سمت استخدام قراردادی با آموزش‌وپرورش تأکید کرده است. باوجوداین وعده‌ها، به گفته بخشی، طی هفت یا هشت ماهی که از حادثه گذشته، این معلمان یا کمترین حقوق را دریافت کرده‌اند یا اصلاً حقوقی نداشته‌اند.

هدیه تقدیر یا کمک معیشتی مالی نیز به آن‌ها پرداخت نشده است. تنها اقدامی که برخی مسئولان انجام داده‌اند، این بوده که در بعضی سفرهایی که برای خانواده‌ها برگزار شده، مانند سفر مشهد یا کربلا، به‌صورت گزینشی یک، دو یا سه نفر از این معلمان را همراه خود برده‌اند. در میان این ۹ معلم، به گفته بخشی، دو، سه نفر از خانم‌ها سرپرست خانواده هستند و در ماه‌هایی که عملاً بیکار بوده‌اند، حتی به سمت اشتغال‌هایی رفته‌اند که شاید در شأن و منزلت آن‌ها نبوده است. بخشی به دلیل محرمانگی و رازداری، نامی از آن‌ها نمی‌برد، اما می‌گوید این اتفاق رخ داده است.

از ۹ اسفند وضعیت معلمان همچنان مشخص نشده است

بخشی می‌گوید نخستین کاری که باید انجام شود، پیگیری همان وعده‌هایی است که مسئولان در روزهای ابتدایی حادثه به این معلمان داده‌اند. او معتقد است این وعده‌ها روی هوا نیست و مسئولان رده‌بالای کشور در جلساتی که با معلمان داشته‌اند، درباره تبدیل وضعیت و تغییر شرایط استخدامی آن‌ها قول داده‌اند. به همین دلیل، حداقل باید همین وعده‌ها پیگیری شود و واقعاً اتفاق بیفتد. او تأکید می‌کند این ۹ نفر از فداکاران و ایثارگرانی هستند که در متن حادثه حضور داشتند. بخشی می‌گوید در گفت‌وگو با بسیاری از والدین، نام معلمانی را شنیده که به گفته خانواده‌ها، فرزندانشان را نجات داده‌اند.

والدینی که معلمی را که ۲۰ یا ۳۰ دانش‌آموز را از مدرسه خارج کرده، فرشته نجات خود و فرزندشان می‌دانند. به اعتقاد او، حیف است چنین افرادی که فداکاری و ایثار کرده و در متن حادثه حضور داشته‌اند، نادیده گرفته شوند. حداقل باید با آن‌ها با کرامت، عزت و احترام و متناسب با فداکاری‌ای که انجام داده‌اند، رفتار شود. بخشی پیشنهاد می‌کند مسئولان رده‌بالای وزارت آموزش‌وپرورش، مسئولان مدرسه «شجره طیبه» و بنیاد شهید، به‌صورت جدی برای تعیین وضعیت استخدامی این معلمان اقدام کنند.

به گفته او، باید یک مطالبه جدی برای تغییر وضعیت استخدامی این ۹ نفر شکل بگیرد. پس از آن نیز باید روند پرداخت حقوق، مسائل مالی و کمک‌های خیریه و معیشتی آن‌ها موردتوجه قرار گیرد. بخشی می‌گوید اگر هرکدام از ما چندین ماه حقوق نداشته باشیم، واقعاً مشخص نیست چگونه می‌توانیم زندگی‌مان را بگذرانیم؛ به‌ویژه برای زنی که سرپرست خانواده است و حالا با چنین شرایطی مواجه شده است.

در بحث جانبازی نیز به گفته بخشی، جانبازی لزوماً به معنای آسیب جسمانی نیست. بسیاری از دانش‌آموزان بازمانده و هر ۹ معلم، از نظر روانی در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کنند، کابوس می‌بینند، رفتارهای ناشی از اضطراب و آسیب دارند و با احساس گناه و عذاب وجدان مواجهند. او معتقد است تعیین درصد محدودی از جانبازی برای این افراد و در نظر گرفتن برخی مزایا، کار دشواری نیست و قانون نیز می‌تواند زمینه آن را فراهم کند. به گفته بخشی، باید در مفاد قانونی بررسی شود و حتی اگر لازم است تبصره‌ای به آن اضافه شود تا معلمانی که در آن حادثه حضور داشتند، حتی اگر آسیب جسمانی جدی ندیده باشند، از نظر آسیب‌های روانی نیز به‌عنوان جانبازان اعصاب و روان یا افرادی که نیازمند دریافت کمک و خدمات دولتی و خیریه هستند، موردحمایت قرار گیرند.

در نهایت، به گفته بخشی، باید هم مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش، هم مسئولان مدرسه «شجره طیبه» به‌عنوان یک نهاد غیردولتی و غیرانتفاعی و هم بنیاد شهید، این ۹ معلم را در ردیف برنامه‌های خود قرار دهند. بخشی می‌گوید برایش عجیب بوده که برخی از این معلمان بازمانده گفته‌اند از روز حادثه، به جز یکی، دو جلسه که وزیر یا مسئول دیگری به میناب آمده و آن‌ها را دعوت کرده و ساعتی در کنار هم صحبت کرده‌اند، دیگر کسی سراغشان نیامده است؛ نه کسی به خانه‌شان رفته، نه احوالی از آن‌ها پرسیده و نه حتی تماسی گرفته شده که بدانند این معلمان چه شرایطی دارند.

کد مطلب 6969637

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha