۱۲ آبان ۱۴۰۵، ۱۵:۰۶

لاریجانی: موضوع رهبری، مسئله‌ای بسیار کلیدی در جهان است

لاریجانی: موضوع رهبری، مسئله‌ای بسیار کلیدی در جهان است

رئیس پژوهشگاه دانش‌های بنیادی با اشاره به تلاش آمریکا برای رهبری جهان گفت: موضوع رهبری، مسئله‌ای بسیار کلیدی در جهان است.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد جواد لاریجانی کارشناس روابط بین الملل و رئیس پژوهشگاه دانش های بنیادی، در نشست علمی «مواجهه تمدنی ایران و امریکا، دیروز، امروز، فردا» و تحلیل و بررسی نحوه مواجهه با امریکا در منظومه فکری امام مجاهد شهید در فرهنگستان علوم ، اظهار کرد: باید تصویر درستی از جامعه آمریکا و دولت آن داشته باشیم و باید گفت آمریکا یک کشور تمدنی نیست .

وی افزود : در واقع در جامعه آمریکا مهاجرانی حضور داشتند که به این کشور آمدند و برای اینکه نوعی سنخیت و هویت مشترک برای خود ایجاد کنند، دو مؤلفه را در نظر گرفتند. یکی از این مؤلفه‌ها، عضویت و هویت آمریکایی بود و مؤلفه دیگر، نوعی دین مشترک برای اقتصاد و تفکر اقتصادی بود. این تفکر به دموکراسی لیبرال سرمایه‌داری تبدیل شد.

لاریجانی بیان کرد: این موضوع در مجموع به شکل‌گیری جامعه‌ای در آمریکا منجر شد که از نظر تمدنی تفاوت‌های بسیاری با جوامع اروپایی دارد. هنگامی که درباره اروپایی‌ها صحبت می‌کنیم، آن‌ها پیشینه‌ها و هویت‌های تمدنی خاص خود را دارند؛ برای مثال، هرکدام به زبان خود، از جمله آلمانی، سخن می‌گویند و این شرایط در آن سوی اقیانوس اطلس و در جامعه آمریکا به همان شکل وجود ندارد.

وی گفت: با این حال، شرایطی پیش آمد که پس از پیروزی آمریکا در جنگ جهانی دوم، این تفکر در این کشور شکل گرفت که باید رهبری جهان را بر عهده داشته باشد.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: از آن زمان، یک عنصر کلیدی در تفکر آمریکایی پدیدار شد و آن، ضرورت رهبری جهان از سوی آمریکا بود. بر همین اساس، کشورهای اروپایی که در جنگ جهانی دوم همراه آمریکا بودند، باید در قالب یک باشگاه و در حاشیه آن قرار می‌گرفتند، اما ریاست این باشگاه و رهبری آن بر عهده آمریکا باشد.

کارشناس روابط بین‌الملل عنوان کرد: موضوع رهبری، مسئله‌ای بسیار کلیدی در جهان است.

کارشناس روابط بین‌الملل، اظهار کرد: آمریکا برای حفظ برتری خود در جهان بعد از جنگ جهانی دوم، با چالش‌هایی از جمله ظهور امپراتوری شوروی مواجه شد که به‌سرعت بر بخش بزرگی از جهان مسلط شد و در پی آن، جنگ سرد شکل گرفت. در این دوره، تقابل آمریکا و متحدانش با شوروی عمدتاً بر مبنای لیبرالیسم و آزادی‌های اقتصادی تعریف می‌شد.

وی افزود: پس از فروپاشی شوروی، آمریکایی‌ها پیروزی در جنگ سرد را به‌منزله فرصتی برای تثبیت رهبری خود بر جهان تلقی کردند و راهبرد سلطه جهانی را در پیش گرفتند. در این چارچوب، حتی کشورهای اروپایی همراه آمریکا نیز باید در جایگاه متحدان و شرکای تابع قرار می‌گرفتند.

لاریجانی گفت: پس از جنگ جهانی دوم، علاوه بر مسئله رهبری آمریکا، پروژه صهیونیستی نیز به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مهم سیطره غرب در منطقه شکل گرفت. برخی نظریه‌پردازان تمدنی معتقد بودند در تاریخ بشر حدود ۱۲ تمدن ظهور کرده‌اند و تمدن‌ها مراحل تولد، رشد، تعامل، افول و نابودی را طی می‌کنند. از نگاه آنان، تمدن اسلامی همچنان ظرفیت احیا و تبدیل شدن به تهدیدی برای سلطه غرب را دارد. به همین دلیل، با وجود اقدامات اسلام‌زدایانه در ترکیه و تأسیس رژیم صهیونیستی، نسبت به احیای تمدن اسلامی هشدار داده می‌شد و حتی از بازه زمانی ۲۰ تا ۲۵ ساله برای ارزیابی این روند سخن گفته می‌شد.

وی ادامه داد: ظهور جمهوری اسلامی ایران نشان داد که برخلاف تصور غرب، ظرفیت تمدن اسلامی از میان نرفته است. آمریکایی‌ها نیز بیش از آنکه خود را مقید به هویت تمدنی غرب بدانند، بر قدرت، ثروت، علم و توانمندی‌های صنعتی تکیه دارند. پس از فروپاشی شوروی، اختلافات آمریکا و اروپا نیز به‌تدریج آشکارتر شد؛ زیرا واشنگتن راهبرد سلطه‌طلبانه خود را بدون توجه به ملاحظات تمدنی متحدانش دنبال می‌کرد.

این کارشناس روابط بین‌الملل عنوان کرد: سازمان ملل متحد و موضوعاتی مانند حقوق بشر نیز از ابتدا در چارچوبی قرار گرفتند که به تثبیت نظم و نفوذ قدرت‌های مسلط کمک می‌کرد. برای درک سیاست آمریکا در قبال ایران باید این مقدمات تاریخی را در نظر گرفت. همان‌گونه که امام شهید و امام حی تأکید کرده‌اند، آمریکایی‌ها به دنبال تضعیف و تجزیه قدرت ایران و گسترش سلطه خود هستند و این رویکرد محدود به ایران نیست، بلکه سایر کشورها و حتی متحدان اروپایی آمریکا را نیز دربرمی‌گیرد.

وی بیان کرد: مسئله اصلی، اعتماد یا بی‌اعتمادی ایران به آمریکا نیست؛ بلکه باید ماهیت رفتار قدرتی را شناخت که بر اساس منطق زور و منافع خود عمل می‌کند. بنابراین، تأکید بر ضرورت شکستن دیوار بلند بی‌اعتمادی، بدون توجه به مبانی واقعی تقابل، صورت مسئله را به‌درستی بیان نمی‌کند. مسئله این است که آمریکا ظهور ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، توسعه ظرفیت‌های آن و حرکت‌های مقاومت در برابر نفوذ خود را تهدیدی برای منافعش می‌داند؛ رژیم صهیونیستی نیز به‌عنوان نگهبان منافع غرب در منطقه، با همین چالش مواجه است.

لاریجانی با اشاره به جریان های سیاسی کشور، اظهار کرد: در داخل کشور دو جریان مهم سیاسی، یعنی جریان اصلاحات و جریان ولایی، وجود دارند. جریان اصلاحات بیش از ۳۰ سال در عرصه قدرت حضور داشته و اکنون نیز امور دولت در اختیار این جریان است. از منظر سیاسی، اختلاف این دو جریان را باید با توجه به جایگاه ولایت و محوریت ولی امر بررسی کرد.

وی افزود: در نگاه بخشی از جریان اصلاحات، دین باید بیشتر به حوزه خصوصی محدود شود و اداره حوزه عمومی، از جمله حکومت، بر مبنای عرفی و سکولار صورت گیرد. در سیاست خارجی نیز این دیدگاه وجود دارد که هیچ کشوری بدون رابطه و تعامل با آمریکا نمی‌تواند به جایگاه مطلوبی دست یابد و حتی از تجربه چین و گفت‌وگوهای آن با آمریکا به‌عنوان نمونه یاد می‌شود.

در حال تکمیل

کد مطلب 6998807

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha