یادداشت مهمان_مهدی قیاسی کارگرمقدم، پژوهشگر؛ پدیدههای فرهنگی نوظهوری که طی سالهای اخیر در میان برخی لایههای جامعه رخنه کردهاند، غالباً در نگاه نخست به عنوان رفتارهایی ساده، سرگرمکننده و بیخطر ارزیابی میشوند. شکلگیری موجهای سالانه برای گرامیداشت آیینهایی چون هالووین، حضور در تورهای گردشگری تمدار یا خرید خوراکیها و دکورهای نمادین این شب، از جمله مناسکی است که طرفدارانش آن را صرفاً «فرصتی برای شادی و تفریح» مینامند. اما کالبدشکافی لایههای زیرین این رفتارهای جمعی نشان میدهد که با یک پدیده ساده سرگرمی مواجه نیستیم؛ بلکه شاهد کارکرد دقیق و مدرن «صنعت فرهنگ» و فرایند عمیق «ازخودبیگانگی» در جوامع پیرامونی هستیم.
شناخت ابعاد این رویداد نیازمند عبور از پوسته ظاهری آن و تحلیل منطق رسانهای و اقتصادی پشت پردهای است که ذائقه عمومی را هدایت میکند. در این راهبر، مسئله اصلی نه یک کدو تنبل برشخورده یا یک گریم ترسناک، بلکه زوال تفکر انتقادی و تسلیم شدن در برابر الگویی است که توهم «انتخاب آزادانه» را به مخاطب القا میکند.
۱. فریب «شادی بیضرر»؛ وقتی بتپرستی باستان برچسب تجدد میخورد
در تحلیلهای سطحی، مواجهه با هالووین به این پرسش تقلیل داده میشود که «برش دادن کدو و شوخیهای ترسناک میان جوانان چه آسیبی به همراه دارد؟». اما نگاه تاریخی و انسانشناختی گواه آن است که هالووین نه یک پدیده ذاتاً مدرن، بلکه بازآفرینی رسوم بتپرستی سنتی اقوام کهن اروپایی است که در طول قرنها به روزرسانی شده است. ریشه این مناسک به باورهای باستانی درباره از بین رفتن مرز میان دنیای زندگان و مردگان و ترس از ارواح خبیثه بازمیگردد.
نکته قابل توجه این است که بسیاری از جوامع و فرهنگهای مستقل در برابر پذیرش نابینایانه این آیین غربی مقاومت کردهاند. در برخی کشورهای اروپایی و آسیایی، این مناسک به عنوان خرافات یا رفتاری در تضاد با سنتهای بومی کنار گذاشته میشود و کلیساهای سنتی یا جریانهای ملی با آن مخالفت میکنند. حتی در سینمای پیشرو برخی کشورهای شرقی، مبارزه با نفوذ آیینهای وارداتی غربی به عنوان نمادی از مقاومت در برابر استعمار فرهنگی به تصویر کشیده شده است.
با این حال، در جوامع پیرامونی، رسوم بتپرستی باستانی غرب که هیچ سنخیتی با تاریخ و فرهنگ بومی ندارد، به عنوان مظهری از «نوگرایی» و «تجدد» استقراض میشود. این رفتار نشانه گزینش هوشمندانه نقاط قوت یک تمدن دیگر نیست؛ بلکه مواجههای منفعلانه و مسخشدن در برابر ظواهر تمدنی است که خود را مرکز جهان معرفی میکند.
۲. «صنعت فرهنگ» و ساخت توهم حق انتخاب
برای درک پیامدهای این جریان، باید به مفهوم «صنعت فرهنگ» رجوع کرد؛ سازوکاری که در آن نظام سرمایهداری، مفاهیم انسانی و شاد را به ابزاری برای سودآوری و هدایت نامرئی جوامع تبدیل میکند. هالووین امروز بیش از آنکه یک مراسم سنتگرایانه باشد، یک صنعت چند میلیارد دلاری است. چرخهای عظیم از تولید پوشاک، گریم، بستههای خوراکی اختصاصی، و برنامهریزی سفرها شکل گرفته است تا از نیاز طبیعی انسان به شادی، سود مالی و انقیاد فرهنگی استخراج کند.
در جامعه امروز ما، این صنعت فرهنگ خود را در قالبهای متنوعی بازنمایی میکند:
تجاریسازی خوراکیها و سبک زندگی: فروشگاهها و برندهای غذایی با طراحی سینیهای ویژه هالووین، کاپکیکها و شیرینیهای تمدار، این آیین را به سفرهها و دورهمیهای خانوادگی تزریق میکنند تا آن را به عنوان یک الگوی رفتاری طبیعی جا بیندازند.
صنعت گردشگری غیرمجاز: آژانسها و تورهای گردشگری با مانور روی عناوین جذابی چون «جشن ترس»، «کمپینگ شبانه در کویر و جنگل»، «دیجی و گریم هالووینی»، هزینههای سنگینی از مخاطبان دریافت میکنند و هنجارشکنی را در قالب بستههای تفریحی به فروش میرسانند.
در این فرایند، فرد تصور میکند که بر اساس اراده و حق انتخاب شخصی خود به جشن هالووین رفته یا محصولی هالووینی خریده است؛ اما حقیقت آن است که او در مسیری از پیش طراحیشده توسط رسانهها و بازار قرار گرفته است. این همان «ازخودبیگانگی» است؛ حالتی که در آن انسان با نادیده گرفتن ریشههای خود، کمال را در «تبدیل شدن به دیگری» میبیند.
۳. تناقض بزرگ؛ براندازی هویت بومی در سایه مرجعیت سلبریتیها
یکی از شگفتانگیزترین ابعاد روانشناختی و اجتماعی هالووینزدگی، تناقض عمیق فکری در میان مروجان آن است. جریانی که مدام بر طبل باستانگرایی میکوبد و سنتهای دینی یا مناسبتهای منطقهای را با برچسبهایی چون «بیگانه» یا «فاقد قدمت» نادیده میگیرد، هنگامی که به آیینهای غربی میرسد، با اشتیاقی بیحد و حصر به استقبال سنتهای بتپرستی چند هزار ساله غرب میرود.
در این میان، نقش «سلبریتیها» و فعالان مجازی به عنوان «مرجعهای فکری کوتاه داد» بسیار پررنگ است. در فضای مجازی، تندادنِ هرچه بیشتر به مظاهر وارداتی غرب به عنوان شاخصی از مترقی بودن و امروزی بودن تبلیغ میشود. سلبریتیها و بلاگرهای استانی و کشوری با تولید حجم عظیمی از پوسترها، چالشها و ویدیوهای تبلیغاتی برای تورها و جشنهای هالووین، فضایی را میسازند که در آن نادیده گرفتن نوروز و اعیاد اصیل ملی، با پرچمداری برای هالووین غربی همزیستی پیدا میکند.
این تناقض آشکار میکند که شعارهای هویتطلبانه برخی از این گروهها، تنها پوششی برای دینزدایی و فرهنگزدایی است؛ چرا که اگر اصالت و قدمت تاریخی ملاک بود، میراث غنی بومی ایران بسیار شایستهتر از آیینهای وارداتی غربی برای گرامیداشت و شادی بود.
۴. از کدوی هالووین تا انقیاد فکری؛ پیامدهای پذیرش بیچونوچرای الگوی غربی
خطرات هالووینزدگی و تسلیم شدن در برابر صنعت سرگرمی، به شب جشن یا تور کویرگردی محدود نمیشود. مسخشدگی فرهنگی، آغاز یک مسیر طولانی از انقیاد فکری و سلب قدرت تحلیل انتقادی است. زمانی که جامعهای در برابر پیامهای بهظاهر ساده و جذاب صنعت رسانه سر تعظیم فرود آورد و توان تشخیص مرز میان تفریح اصیل و فرهنگ وارداتی را از دست داد، در سایر عرصههای اجتماعی و سیاسی نیز دچار منفعل بودن میشود.
انسانی که در دام این هدایت نامرئی میافتد، ذائقه تحلیلی خود را به دستگاههای تبلیغاتی بیگانه واگذار میکند. او به مرور آمادگی پیدا میکند که روایتهای تحریفشده رسانهای را درباره تاریخ، امنیت، تحریمها و رویدادهای اجتماعی کشورش بدون چون و چرا بپذیرد. در واقع، رامسازی ذهنی از همین گامهای کوچکِ سرگرمیمحور آغاز میشود و به سلب استقلال فکری در تصمیمگیریهای بزرگ ملی میانجامد.
۵. راهکار؛ بازگشت به خویشتن و بازآفرینی نشاط هویتساز
برای مواجهه هوشمندانه با موجهای ثروتآفرین و فرهنگزدای غربی، رفتارهای سلبی محض یا بیتفاوتی مدیریتی پاسخگو نخواهد بود. راهکار اصلی در دو محور کلیدی خلاصه میشود:
ارتقای سواد رسانهای و افشاگری تحلیلی: جامعه و بهویژه نسل جوان باید با لایههای پنهان «صنعت فرهنگ» و ابعاد اقتصادی و سیاسی آن آشنا شوند. تبیین این موضوع که حضور در این مناسک نه نشاندهنده روشنفکری، بلکه حاصل مدیریت ذهن توسط بازار سرمایهداری است، میتواند مصونیت فکری ایجاد کند.
احیا و بازآفرینی نشاط بومی: نیاز جامعه به تفریح، هیجان و جمعهای دوستانه یک نیاز واقعی است. نهادهای فرهنگی و فعالان اجتماعی باید با الگوسازی جذاب، ساماندهی تورهای گردشگری هویتمحور و تولید بستههای تفریحی بومی، فضایی برای نشاط اصیل و بدون انحراف فراهم کنند تا فرصت از جریانهای سودجو و فرهنگزدا سلب شود.
بازگشت به خویشتن و تکیه بر اصالت فرهنگی، تنها راه حفظ استقلال فکری جامعه در عصر هجوم بیوقفه صنعت رسانه است.



نظر شما