۳ آبان ۱۴۰۵، ۱۰:۳۳

شهید سید محمدطاهر طاهری؛ جوانی که علم، هنر و جهاد را به هم پیوند زد

شهید سید محمدطاهر طاهری؛ جوانی که علم، هنر و جهاد را به هم پیوند زد

گرگان-روایت آیت‌الله سید محسن طاهری از برادری که در ۲۴ سالگی شهید شد؛ از پیاده‌روی نجف تا تربیت نیروهای انقلاب که نقش داشت.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: گاهی برای شناخت یک شهید، باید از قاب عکس‌های یادگاری و نام‌هایی که بر سردر خیابان‌ها و میدان‌ها نشسته‌اند، فراتر رفت؛ باید به روزهایی بازگشت که هنوز نشانی از شهادت در زندگی وی نبود، به انتخاب‌هایی که در سکوت شکل گرفتند، به قدم‌هایی که بی‌اعتنا به آسایش برداشته شدند و به نوشته‌هایی که از ذهن جوانی برخاستند که فرصت چندانی برای زندگی نیافت، اما در همان فرصت کوتاه، ردپایی ماندگار از خود به جا گذاشت. بعضی آدم‌ها را باید نه فقط از لحظه شهادت، بلکه از سال‌هایی شناخت که برای رسیدن به آن لحظه زندگی کردند؛ از باورهایی که ساختند، دانشی که آموختند، انسان‌هایی که پرورش دادند و مسئولیتی که در برابر جامعه احساس می‌کردند.

سردار شهید حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدطاهر طاهری، از همین جنس آدم‌ها بود؛ روحانی جوانی که در ۲۴ سالگی به شهادت رسید، اما زندگی کوتاهش در مرزهای معمول یک عمر محدود نماند. او طلبه‌ای اهل مطالعه و تحقیق بود، با دانشگاه و علوم انسانی ارتباط برقرار کرد، خوش‌نویسی را به خدمت اندیشه و تبلیغ دینی گرفت، در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی در تکثیر و توزیع مخفیانه اطلاعیه‌های انقلابی نقش داشت و پس از پیروزی انقلاب نیز به آموزش و تربیت نیروهای متعهد پرداخت. در سال‌های دفاع مقدس، تجربه علمی و تربیتی خود را به جبهه برد و حتی برای سامان دادن به فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی، کتابچه‌ای تألیف کرد.

روایت زندگی این شهید، در روزهایی که دومین کنگره ملی چهار هزار شهید استان گلستان برگزار می‌شود و ایام فاطمیه نیز فرارسیده است، فرصتی برای بازخوانی معنای دیگری از بزرگداشت شهداست؛ بزرگداشتی که صرفاً به یادآوری نام‌ها و بازنشر تصاویر محدود نمی‌شود، بلکه می‌کوشد راهی را که شهدا پیمودند، انتخاب‌هایی را که انجام دادند و ارزش‌هایی را که به آن‌ها پایبند بودند، برای نسل امروز قابل فهم کند.

آیت‌الله سید محسن طاهری، نماینده مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری و برادر شهید سید محمدطاهر طاهری، در روایتی از زندگی برادرش، بر همین نکته تأکید دارد؛ اینکه برای شناخت شهدا باید از ظاهر زندگی آن‌ها عبور کرد و به ایمان، اخلاص، دانش، اخلاق و شیوه زیستنشان رسید. روایتی که در آن، خاطرات خانوادگی، فعالیت‌های علمی و فرهنگی و تجربه مبارزه و حضور در جبهه، تصویری از جوانی می‌سازد که عمرش کوتاه بود، اما افق فعالیت‌هایش به یک عرصه محدود نمی‌شد.

بزرگداشت شهدا؛ فراتر از نام و تصویر

آیت‌الله سید محسن طاهری در آغاز سخنان خود با گرامیداشت یاد شهدای انقلاب اسلامی، امام شهیدان و به‌ویژه چهار هزار شهید استان گلستان، هم‌زمانی برگزاری کنگره شهدا با ایام فاطمیه را فرصتی برای تعمیق باورهای دینی و انقلابی دانست و ابراز امیدواری کرد که جامعه بتواند با بهره‌گیری از این مناسبت‌ها، ادامه‌دهنده راه شهدا باشد.

وی برای تبیین نگاه خود به مفهوم شهادت، به آیه ۱۱۱ سوره توبه اشاره کرد؛ آیه‌ای که از معامله خداوند با مؤمنان و خریدن جان و مال آنان در برابر بهشت سخن می‌گوید.

طاهری با استناد به این آیه، شهادت را معامله‌ای پرسود با خداوند توصیف کرد و توضیح داد که در این نگاه، انسان مؤمن جان و دارایی خود را در راه خداوند تقدیم می‌کند و در برابر آن، سعادت ابدی را به دست می‌آورد. از نظر وی، این معنا تنها به لحظه حضور در میدان نبرد و شهادت محدود نیست، بلکه باید در سراسر زندگی فردی و اجتماعی شهید جست‌وجو شود.

نماینده مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری معتقد است بزرگداشت شهدا تنها به این نیست که نام آن‌ها را بر زبان بیاوریم، تصاویرشان را در خیابان‌ها و ادارات نصب کنیم یا در مناسبت‌های مختلف از آنان یاد کنیم؛ بلکه باید ایمان، تقوا، اخلاص، اخلاق، معرفت، بصیرت و سبک زندگی آن‌ها را بشناسیم و بدانیم بر اساس چه هدفی حرکت کردند و چرا از داشته‌های خود گذشتند.

این نگاه، نقطه آغاز شناخت شهید سید محمدطاهر طاهری است؛ جوانی که به روایت برادرش، ویژگی‌های شخصیتی او را نمی‌توان تنها در حضورش در جبهه یا لحظه شهادتش خلاصه کرد. بخش مهمی از هویت او در سال‌هایی شکل گرفت که به آموختن، نوشتن، فعالیت فرهنگی و تربیت نیرو مشغول بود؛ سال‌هایی که نشان می‌دهد شهادت، پایان مسیری بود که از پیش با انتخاب‌های آگاهانه و سبک زندگی خاصی شکل گرفته بود.

از پیاده‌روی نجف تا شکل‌گیری روحیه فداکاری

برای آیت‌الله سید محسن طاهری، شناخت برادر شهیدش بیش از آنکه حاصل همراهی مستقیم در سال‌های پایانی زندگی او باشد، بر دو منبع استوار است: خاطرات اعضای خانواده و نزدیکان و آثاری که از شهید برجای مانده است.

وی توضیح داد: هنگام شهادت برادرش، سن‌وسال زیادی نداشته و شهید سید محمدطاهر طاهری نیز در سال‌های پایانی عمر خود، بیشتر در مشهد و بجنورد به تحصیل و فعالیت‌های علمی، فرهنگی و جهادی مشغول بوده و بیش از یک سال پایانی زندگی‌اش را در جبهه گذرانده است. به همین دلیل، بخش مهمی از شناخت وی از شخصیت برادرش، از روایت پدر و مادر، برادر بزرگ‌تر، خواهران و دوستان نزدیک شهید به دست آمده است.

یکی از خاطراتی که طاهری از پدر مرحوم خود نقل می‌کند، به دوران کودکی و نوجوانی شهید در نجف اشرف بازمی‌گردد.

شهید سید محمدطاهر طاهری در سال ۱۳۳۸ متولد شده بود و تا سال ۱۳۵۰ در نجف، در کنار پدرش زندگی می‌کرد. پدر خانواده در برخی سفرها و پیاده‌روی‌های زیارتی از نجف به کربلا، همراه اعضای خانواده بود و برای حمل وسایل سفر نیز از مرکب استفاده می‌کرد.

به روایت پدر، سید محمدطاهر با وجود سن کم، حاضر نمی‌شد سوار مرکب شود و مسیر نجف تا کربلا را در کنار همراهانش پیاده طی می‌کرد.

این خاطره، در نگاه نخست، تصویری ساده از کودکی را به ذهن می‌آورد؛ کودکی که ترجیح می‌دهد مسیر را با پای خود بپیماید، در حالی که امکان استفاده از مرکب برایش فراهم است. با این حال، در بازخوانی زندگی یک شهید، اهمیت چنین خاطراتی در آن است که می‌توانند بخشی از زمینه‌های شکل‌گیری شخصیت او را نشان دهند؛ روحیه‌ای که بعدها در انتخاب‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی‌اش نیز نمود پیدا کرد.

البته یک خاطره به‌تنهایی برای ترسیم تمام ابعاد شخصیت یک انسان کافی نیست، اما در کنار روایت‌های دیگر خانواده و دوستان و بررسی آثار برجای‌مانده از شهید، می‌تواند تصویری روشن‌تر از منش و شیوه زندگی او به دست دهد.

جوانی که از دیده‌شدن پرهیز می‌کرد

یکی از نکاتی که آیت‌الله طاهری در توصیف برادر شهیدش بر آن تأکید می‌کند، پرهیز او از مطرح شدن و دیده‌شدن است.

به گفته وی، دوستان و نزدیکان شهید، سید محمدطاهر را انسانی مخلص، خاکی، متواضع و ساده‌زیست توصیف می‌کردند که بخش عمده وقت خود را به مطالعه، تحقیق و نوشتن اختصاص می‌داد. همین روحیه سبب شده است تصاویر زیادی از او در دسترس نباشد؛ زیرا به گفته برادرش، شهید علاقه‌ای به رسانه‌ای شدن و جلب توجه نداشت.

این ویژگی، در کنار فعالیت‌های گسترده علمی و فرهنگی او، نکته‌ای قابل تأمل در شناخت شخصیتش به شمار می‌رود. شهیدی که در عرصه‌های مختلف حضور داشت، از مبارزه سیاسی و فعالیت تبلیغی تا آموزش و پژوهش، ظاهراً بیش از آنکه به دیده شدن خود اهمیت بدهد، به انجام کاری که آن را وظیفه می‌دانست، توجه داشت.

طاهری با اشاره به آثار مکتوب برادرش یادآور شد که شهید هنگام شهادت تنها ۲۴ سال داشت، اما آثار او از نظر حجم و کیفیت علمی چنان بود که مخاطب را با نوشته‌های یک پژوهشگر باتجربه روبه‌رو می‌کرد.

وی همچنین نقل کرد که یکی از استادان شهید به پدرشان گفته بود اگر سید محمدطاهر زنده می‌ماند، می‌توانست به استاد مرتضی مطهری دیگری تبدیل شود.

این سخن، هرچند ارزیابی یک استاد از ظرفیت علمی شهید است، نشان می‌دهد اطرافیان او در همان سال‌های جوانی، استعداد و توانایی قابل توجهی در اندیشه‌ورزی و فعالیت علمی مشاهده کرده بودند. با این حال، اهمیت زندگی او تنها در استعداد بالقوه‌ای که می‌توانست در آینده شکوفا شود، خلاصه نمی‌شود؛ آنچه از آثار و فعالیت‌هایش باقی مانده، بخشی از توانایی‌هایی است که پیش از شهادت مجال بروز یافته بود.

حوزه و دانشگاه؛ تلاشی برای پیوند دانش دینی و علوم انسانی

یکی از وجوه برجسته شخصیت شهید سید محمدطاهر طاهری، به روایت برادرش، توجه هم‌زمان او به تحصیلات حوزوی و دانشگاهی بود؛ انتخابی که با توجه به فضای علمی سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، معنا و اهمیت خاصی داشت.

آیت‌الله طاهری توضیح داد که برادرش به جایگاه حوزه‌های علمیه باور عمیقی داشت و حتی در وصیت‌نامه خود نیز جوانان را به تحصیل در حوزه دعوت کرده بود. با این حال، ضرورت‌های علمی و فرهنگی آن دوران، او را به سمت تحصیل دانشگاهی در حوزه معارف دینی و علوم انسانی سوق داد.

به گفته وی، در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، امکانات و مؤسسات تخصصی علمی که بعدها در حوزه‌های دینی شکل گرفتند، هنوز به گستردگی سال‌های بعد نبودند. شهید احساس می‌کرد برای خدمت مؤثرتر به جامعه، باید با علوم انسانی دانشگاهی نیز آشنا شود و بتواند از منظر مبانی اسلامی، در این حوزه فعالیت کند.

طاهری تأکید کرد که شهید می‌خواست در کنار فراگیری دانش دینی، شناختی از علوم انسانی به دست آورد که بخش مهمی از مبانی و نظریه‌های آن از غرب گرفته شده بود؛ شناختی که بتواند زمینه بررسی و اصلاح این دانش‌ها را با تکیه بر مبانی اسلامی فراهم کند.

این انتخاب را می‌توان نشانه‌ای از رویکردی دانست که میان تعهد دینی و نیازهای علمی جامعه فاصله‌ای قطعی نمی‌دید. شهید در پی آن بود که آموخته‌های حوزوی را در کنار شناخت دانشگاهی قرار دهد و از این طریق، در عرصه‌ای فراتر از آموزش سنتی نقش‌آفرینی کند.

در روزگاری که بحث نسبت میان علوم انسانی، فرهنگ و دین همچنان یکی از موضوعات مهم فضای علمی کشور است، بازخوانی این بخش از زندگی شهید می‌تواند پرسشی جدی را پیش روی نسل جوان قرار دهد: چگونه می‌توان باورهای دینی را با شناخت عمیق از مسائل علمی و اجتماعی همراه کرد و به جای اکتفا به موضع‌گیری، برای ارائه راه‌حل و تولید اندیشه تلاش کرد؟.

خوش‌نویسی و رسانه؛ ابزارهایی برای رساندن پیام

فعالیت‌های شهید سید محمدطاهر طاهری به حوزه و دانشگاه محدود نبود. به روایت برادرش، او در خوش‌نویسی نیز توانایی داشت و از این هنر به‌عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم دینی و انقلابی استفاده می‌کرد.

آیت‌الله طاهری گفت که برادرش از سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، اهمیت انتشار پیام و ارتباط با مخاطب را درک کرده بود. وی مطالب و مقاله‌هایی برای مجله «مکتب اسلام» می‌فرستاد و نوشته‌هایی را با خط خود آماده می‌کرد تا چاپ و در میان مردم توزیع شود.

پس از پیروزی انقلاب نیز همکاری او با نشریه «مستضعفین» که در منطقه گرگان و دشت منتشر می‌شد، ادامه یافت. در این نشریه با شهید روحانی‌فرد، صاحب‌امتیاز آن، همکاری داشت و از ظرفیت نوشتن برای طرح مسائل فکری و فرهنگی استفاده می‌کرد.

این فعالیت‌ها از دو منظر اهمیت دارد. نخست اینکه شهید هنر را صرفاً مهارتی فردی نمی‌دانست، بلکه آن را وسیله‌ای برای خدمت فرهنگی تلقی می‌کرد. دوم اینکه به نقش رسانه در انتقال اندیشه توجه داشت؛ آن هم در دورانی که امکانات ارتباطی و انتشار محتوا با شرایط امروز تفاوت زیادی داشت.

از نگاه تحلیلی، این تجربه نشان می‌دهد فعالیت فرهنگی زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که شناخت مخاطب، انتخاب ابزار مناسب و استمرار در تولید محتوا در کنار یکدیگر قرار گیرند. شهید طاهری، بنا بر روایت برادرش، تلاش داشت توانایی‌های شخصی خود را در مسیر انتقال پیام و آگاهی‌بخشی به کار گیرد؛ رویکردی که می‌تواند برای فعالان فرهنگی امروز نیز قابل توجه باشد.

از تکثیر مخفیانه اطلاعیه‌ها تا تربیت نیروهای انقلاب

فعالیت‌های انقلابی شهید سید محمدطاهر طاهری پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود. آیت‌الله طاهری با اشاره به مبارزات برادرش در دوران حکومت پهلوی گفت که یکی از فعالیت‌های او، تکثیر و توزیع مخفیانه اطلاعیه‌هایی بود که از قم یا تهران به گرگان می‌رسید.

این اطلاعیه‌ها با همکاری برادر بزرگ‌ترش، سید محمدصادق، و برخی افراد دیگر که توانایی خوش‌نویسی داشتند، با استفاده از کاغذهای کپی و روش‌های استنسیل تکثیر می‌شد و سپس به‌صورت مخفیانه در منطقه توزیع می‌شد.

این بخش از زندگی شهید، نشان می‌دهد که فعالیت او در دوران مبارزه تنها به حضور در یک جمع یا همراهی با جریان انقلابی محدود نبود، بلکه مهارت‌های فردی‌اش را نیز در خدمت پیشبرد اهدافی قرار می‌داد که به آن‌ها باور داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز آموزش و تربیت نیروها به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های فعالیت او تبدیل شد. به گفته برادرش، شهید سید محمدطاهر طاهری معلمی توانمند بود و کلاس‌داری و تربیت نیروهای انقلاب را با جدیت دنبال می‌کرد. افرادی در گرگان، مشهد، بجنورد و نیز در جبهه، خود را از جمله کسانی می‌دانند که از آموزش و فعالیت‌های تربیتی او تأثیر پذیرفته‌اند.

در اینجا یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی شهید آشکار می‌شود: او تنها به انجام مسئولیت‌های شخصی خود بسنده نمی‌کرد، بلکه برای انتقال آموخته‌ها و تربیت دیگران نیز وقت می‌گذاشت.

تربیت نیرو، برخلاف بسیاری از فعالیت‌های مقطعی، فرایندی زمان‌بر است که نتیجه آن ممکن است سال‌ها بعد آشکار شود. از این منظر، تأثیر یک معلم را نمی‌توان تنها با تعداد کلاس‌ها یا نوشته‌هایش سنجید؛ بخشی از میراث او در اندیشه، رفتار و مسیر زندگی کسانی باقی می‌ماند که از او آموخته‌اند.

جبهه؛ ادامه مسیر آموزش و تبلیغ

حضور شهید سید محمدطاهر طاهری در جبهه، ادامه همان مسیری بود که پیش‌تر در عرصه‌های آموزش، پژوهش و فعالیت فرهنگی دنبال می‌کرد.

آیت‌الله طاهری گفت: برادرش با توجه به تجربه‌های آموزشی و تبلیغی خود، کتابچه‌ای با عنوان «آموزش و تبلیغات در جبهه و جنگ» تألیف کرده بود. این اثر برای استفاده استادان، معلمان و مربیانی تهیه شده بود که در جبهه‌های دفاع مقدس فعالیت آموزشی، فرهنگی و تبلیغی داشتند.

به گفته وی، این کتابچه ابتدا در لشکر پنج نصر توزیع شد و سپس در اختیار مجموعه‌های دیگری نیز قرار گرفت. در سال‌های اخیر هم این اثر به همت مجموعه نشر آثار دفاع مقدس استان خراسان رضوی منتشر شده است.

تألیف چنین اثری نشان می‌دهد که شهید، حتی در فضای جنگ نیز ضرورت آموزش و فعالیت فرهنگی را نادیده نمی‌گرفت. جبهه برای او تنها میدان رویارویی نظامی نبود؛ محیطی بود که در آن، آموزش، تربیت و انتقال مفاهیم نیز اهمیت داشت.

این رویکرد، تصویری چندبعدی از حضور او در دفاع مقدس ارائه می‌کند. شهید با تکیه بر تجربه‌هایی که در سال‌های تحصیل و تدریس به دست آورده بود، تلاش کرد نیازهای آموزشی و تبلیغی جبهه را نیز پاسخ دهد.

از سوی دیگر، باقی ماندن و انتشار دوباره این کتابچه پس از سال‌ها، نشان می‌دهد بخشی از میراث شهدا در قالب آثار مکتوب می‌تواند از زمان و مکان اولیه تولید خود فراتر رود و برای نسل‌های بعد نیز قابل استفاده باشد؛ به شرط آنکه این آثار شناسایی، حفظ و در دسترس علاقه‌مندان قرار گیرند.

میراث یک شهید؛ الگویی برای جوان امروز

آیت‌الله سید محسن طاهری در پایان سخنان خود بر ضرورت شناخت بیشتر شخصیت شهید سید محمدطاهر طاهری تأکید کرد و او را از جمله شهدایی دانست که به دلیل برخورداری از ویژگی‌های متنوع علمی، فرهنگی، اخلاقی و انقلابی، ظرفیت معرفی به‌عنوان الگو برای جوانان امروز را دارد.

مرور روایت برادر شهید نشان می‌دهد که زندگی سید محمدطاهر طاهری را نمی‌توان صرفاً با یک عنوان توضیح داد. او روحانی بود، اما به تحصیلات دانشگاهی نیز توجه داشت؛ خوش‌نویس بود، اما هنر را از فعالیت فرهنگی جدا نمی‌کرد؛ مبارز انقلابی بود، اما در کنار فعالیت سیاسی، آموزش و تربیت نیرو را نیز دنبال می‌کرد؛ و در جبهه حضور داشت، اما از نوشتن و سامان دادن به فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی دست نکشید.

وجه مشترک این فعالیت‌ها را می‌توان در تلاش برای به‌کارگیری توانایی‌های فردی در مسیر باورها و مسئولیت اجتماعی جست‌وجو کرد. این برداشت به معنای یکسان بودن شرایط زندگی نسل‌ها نیست، بلکه نشان می‌دهد چگونه می‌توان از یک زندگی تاریخی برای طرح پرسش‌هایی درباره امروز استفاده کرد.

جوان امروز برای شناخت شهدا، نیازمند دسترسی به روایت‌های مستند از زندگی، آثار و انتخاب‌های آنان است. صرف برگزاری مراسم و نام‌گذاری‌ها، بدون فراهم کردن امکان مطالعه و شناخت عمیق‌تر، نمی‌تواند تمام ظرفیت فرهنگی و تربیتی این میراث را آشکار کند. انتشار آثار مکتوب شهدا، گردآوری خاطرات معتبر، معرفی فعالیت‌های علمی و فرهنگی آنان و فراهم کردن زمینه گفت‌وگوی نسل جدید با این تجربه‌ها، می‌تواند به شناختی دقیق‌تر و ماندگارتر منجر شود.

در مورد شهید سید محمدطاهر طاهری نیز کتابچه آموزشی او درباره فعالیت‌های تبلیغی در جبهه، نوشته‌های فرهنگی و روایت‌های نزدیکانش، منابعی برای بازخوانی شخصیتی هستند که در ۲۴ سالگی از میان رفت، اما بخشی از اندیشه و تلاشش در آثار و خاطرات باقی ماند.

شهادت پایان زندگی نیست، آغاز مسئولیت بازماندگان است

روایت آیت‌الله سید محسن طاهری از برادر شهیدش، در نهایت به یک نکته اساسی بازمی‌گردد: شناخت شهدا باید به شناخت راه و منش آنان منتهی شود. اگر شهدا به دلیل ایمان، اخلاص، فداکاری و مسئولیت‌پذیری در حافظه جمعی جامعه جای گرفته‌اند، پاسداشت این میراث نیز نیازمند فراتر رفتن از یادآوری‌های مناسبتی است.

زندگی کوتاه سید محمدطاهر طاهری، از پیاده‌روی‌های دوران کودکی در مسیر نجف تا کربلا، از تحصیل در حوزه و دانشگاه و فعالیت‌های فرهنگی پیش از انقلاب تا تربیت نیرو و حضور در جبهه، روایتی از پیوند باور و عمل است. آنچه از این مسیر باقی مانده، تنها خاطره یک برادر شهید نیست؛ مجموعه‌ای از تجربه‌ها و انتخاب‌هایی است که می‌توان آن‌ها را بررسی کرد، درباره‌شان اندیشید و بخش‌هایی از آن را با نیازهای امروز پیوند زد.

در روزهای برگزاری دومین کنگره ملی چهار هزار شهید گلستان، بازخوانی چنین زندگی‌هایی زمانی به نتیجه می‌رسد که یاد شهدا از سطح نام و تصویر فراتر رود و به فرصتی برای شناخت اندیشه، اخلاق، دانش و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود. چنان‌که آیت‌الله طاهری تأکید می‌کند، هدف از شناخت شهدا آن است که آنان را الگوی زندگی قرار دهیم و در مسیر ارزش‌هایی که برای آن فداکاری کردند، گام برداریم؛ راهی که حفظ و انتقال آن، مسئولیتی بر دوش نسل‌های پس از آنان است.

کد مطلب 6988855

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha