به گزارش خبرنگار مهر، موسیقی بخش جداییناپذیری از زندگی اجتماعی امروز است؛ از سرودهایی که در مراسم مذهبی و مناسبتهای ملی اجرا میشوند تا آهنگهایی که در جشنهای خانوادگی، عروسیها، خودروها و شبکههای اجتماعی به گوش میرسند. برای بسیاری از مردم، موسیقی راهی برای شادی، آرامش، بیان احساسات یا همراهی با خاطرات است. در مقابل، در بحثهای دینی گاه این تصور شکل میگیرد که هر نوع موسیقی حکمی یکسان دارد و میتوان درباره همه آهنگها با یک معیار ساده داوری کرد. اما بررسی فقهی نشان میدهد که برای پاسخدادن به پرسش از حلال یا حرام بودن موسیقی، باید میان مفاهیمی چون «غنا»، «موسیقی»، محتوای شعر، شیوه اجرا و موقعیتی که اثر در آن استفاده میشود، تفاوت گذاشت.
نخستین نکته آن است که در فقه، موسیقی و غنا لزوماً مترادف نیستند. در فتاوای شهید آیتالله خامنهای، ملاک اصلی حرمت موسیقی، صرف شاد بودن، غمگین بودن یا حتی ایجاد هیجان در شنونده نیست؛ بلکه باید بررسی کرد که آیا موسیقی از نوع «لهویِ مضلّ عن سبیلالله» و متناسب با مجالس عیشونوش و گناه است یا خیر. در پاسخ به پرسشی درباره موسیقی کلاسیک، ایشان تصریح کردهاند که کلاسیک یا غیرکلاسیک بودن آهنگ بهتنهایی در حکم آن تأثیری ندارد و تشخیص موضوع نیز با عرف و نظر مکلف است. همچنین در پاسخ به پرسشی درباره استفاده از سازهایی مانند ویولن و نی، میان استفاده از آلات موسیقی در مجالس لهو و گناه و استفاده از آنها برای اهداف عقلایی و حلال تفاوت گذاشتهاند. بر این اساس، نمیتوان هر موسیقی شادی را حرام یا هر موسیقی آرام و سنتی را حلال دانست؛ بلکه ویژگیهای خود اثر، شیوه اجرا و تناسب عرفی آن با مجالس لهو و گناه باید مورد توجه قرار گیرد.
در توضیحالمسائل آیتالله سیستانی، غنا به سخنان لهوی، اعم از شعر و نثر، گفته میشود که با سبکها و لحنهای متعارف نزد اهل لهو و لعب خوانده شوند. موسیقی نیز به آهنگهایی گفته میشود که از نواختن ابزار مخصوص موسیقی پدید میآیند و از نظر حکم شرعی میتوانند در دو دسته کلی قرار گیرند: موسیقی متناسب با مجالس لهو و لعب و موسیقیای که چنین تناسبی ندارد. بر اساس این دیدگاه، صرف استفاده از ساز یا شنیدن آهنگی خوشایند، بهتنهایی برای تعیین حکم کافی نیست؛ نوع آهنگ و تشخیص عرفی آن اهمیت دارد.
در این چارچوب، «لهوی بودن» را نباید صرفاً با شاد یا غمگین بودن آهنگ، ایجاد آرامش، یا تأثیر روانی آن بر یک شنونده برابر دانست. ممکن است موسیقیای پرتحرک باشد، اما در عرف از آهنگهای متناسب با مجالس لهو و لعب به شمار نیاید؛ همانطور که یک آهنگ آرام و اندوهگین نیز ممکن است در همین دسته قرار گیرد. همچنین اینکه فردی بگوید موسیقی خاصی در او هیجان یا احساس گناه ایجاد نمیکند، بهتنهایی تعیینکننده حکم نیست. در توضیحالمسائل جامع، معیار اصلی تناسب آهنگ با مجالس لهو و لعب معرفی شده و تشخیص مصداق به مکلف و عرف واگذار شده است.
این نکته نشان میدهد که داوری فقهی درباره موسیقی با قضاوت صرفاً شخصی درباره پسندیدن یا نپسندیدن یک اثر تفاوت دارد. سلیقه فردی، خاطرهای که با یک آهنگ پیوند خورده یا نیت شخص از شنیدن آن، لزوماً ماهیت عرفی آهنگ را تغییر نمیدهد. در عین حال، تشخیص مصداق همواره آسان نیست و ممکن است درباره برخی آثار اختلاف نظر وجود داشته باشد. از همین رو، به جای صدور حکم کلی درباره تمام موسیقیهای سنتی، پاپ، کلاسیک یا محلی، باید معیار فقهی مرجع تقلید شخص را شناخت و آن را بر مصداق موردنظر تطبیق داد.
مسئله دیگر، نسبت میان محتوای اثر و شیوه اجرای آن است. گاهی تصور میشود اگر شعر یک آهنگ درباره خدا، پیامبر، اهلبیت یا مفاهیم اخلاقی باشد، اجرای آن به هر شیوهای مجاز خواهد بود. اما در فقه، محتوای مذهبی بهتنهایی برای کنار گذاشتن حکم مربوط به غنا کافی نیست. بر اساس فتاوا، خواندن قرآن، دعا و ذکر با لحنی که غنایی و متناسب با مجالس لهو و لعب باشد، جایز نیست؛ درباره دیگر سخنان غیرلهوی، از جمله مدیحه و مرثیهای که با چنین لحنی اجرا شوند نیز احتیاط واجب به ترک آن تعلق گرفته است.
این حکم، تمایزی مهم میان «مضمون مقدس» و «شیوه اجرا» ایجاد میکند. عنوان مذهبی یک اثر، بهخودیخود تضمین نمیکند که تمام عناصر اجرایی آن از نظر فقهی مجاز باشند. در مقابل، صرف مذهبی نبودن یک اثر نیز برای حرام دانستن آن کفایت نمیکند. محتوای کلام و سبک خواندن باید جداگانه بررسی شوند. از این منظر، مداحی، تواشیح، سرود مذهبی، موسیقی متن یک برنامه دینی و قرائت قرآن را نمیتوان تنها به دلیل حضور صدا یا آهنگ، یک موضوع واحد تلقی کرد.
در مراسم مذهبی، مسئله فقط این نیست که چه صدایی شنیده میشود؛ بلکه باید دید آیا آن صدا با معیارهای فقهی غنا و موسیقی حرام انطباق دارد یا خیر. ممکن است یک قطعه با هدف ایجاد شور مذهبی اجرا شود، اما هدف مثبت برگزارکنندگان بهتنهایی حکم شیوه اجرا را تعیین نکند. از سوی دیگر، استفاده از آهنگهای غیرلهوی در برنامههای فرهنگی یا مذهبی نیز صرفاً به دلیل داشتن ساز یا ساختار موسیقایی، لزوماً ممنوع نیست. تشخیص دقیق باید مطابق فتوای مرجع تقلید و ویژگیهای واقعی اثر صورت گیرد، نه صرفاً بر اساس نام مراسم یا نیت برگزارکننده.
آیتالله مکارم شیرازی نیز در استفتائات خود، میان آهنگهای مناسب مجالس لهو و فساد و موسیقیهایی که چنین ویژگیای ندارند، تفاوت قائل شدهاند. ایشان در پاسخ به پرسشی درباره موسیقی سنتی و غیرسنتی بیان کردهاند که آهنگهای مناسب مجالس لهو و فساد حرام است و غیر آن اشکالی ندارد. نکته قابل توجه در فتاوای ایشان، تأکید بر نقش عرف آگاه و متدین در تشخیص مصداق است؛ به این معنا که صرف محبوبیت یک آهنگ در میان مردم یا رواج آن در جامعه، معیار حلال بودنش نیست. همچنین در پاسخ به پرسشی درباره موسیقیهای مذهبی، مرثیهها و سرودهای نظامی و ورزشی، توضیح دادهاند که این آثار، اگر در گروه آهنگهای مناسب مجالس لهو و فساد قرار نگیرند، حرام محسوب نمیشوند. این دیدگاه نشان میدهد که از منظر فقهی، هنر و موسیقی را نمیتوان یکسره با لهو و فساد یکسان گرفت؛ بلکه باید میان قالب هنری، محتوای اثر، ویژگیهای اجرایی و عنوانی که عرف بر آن صدق میکند، تفکیک قائل شد.
در مراسم خانوادگی، بهویژه عروسیها، گاه این تصور وجود دارد که فضای جشن، حکم موسیقی را تغییر میدهد و آنچه در موقعیتهای دیگر ممنوع است، در عروسی مجاز میشود. چنین نتیجهای را نمیتوان بهصورت کلی به همه دیدگاههای فقهی نسبت داد.
برای نمونه، در فتاوای آیتالله سیستانی، ملاک تناسب آهنگ با مجالس لهو و لعب همچنان مطرح است و صرف برگزاری مراسم عروسی، موسیقی حرام را مجاز نمیکند. در برخی جزئیات فقهی، از جمله موارد مربوط به آواز زنان در عروسی، میان فقها تفاوتهایی وجود دارد و حتی در یک دیدگاه فقهی نیز ممکن است استثنا با شروط و احتیاطهایی همراه باشد. بنابراین نمیتوان یک حکم واحد را بدون ذکر مرجع تقلید به همه نسبت داد.
در عمل، برای ارزیابی موسیقی در یک جشن خانوادگی باید چند موضوع را از هم جدا کرد: آیا آهنگ از نظر معیار فقهی، لهوی به شمار میرود؟ آیا آواز اجراشده مصداق غناست؟ آیا در مراسم، رفتار یا عنوان شرعی دیگری نیز مطرح است که حکم مستقلی داشته باشد؟ آیا حضور فرد در مجلس به معنای گوشدادن عمدی به موسیقی حرام است یا صدا صرفاً به گوش او میرسد؟ این پرسشها یکسان نیستند و پاسخ به هرکدام میتواند به جزئیات موقعیت و فتوای مرجع تقلید وابسته باشد.
پرسش مشابهی درباره موسیقی در محیطهای عمومی مطرح میشود؛ برای مثال، فردی در رستوران، فروشگاه، محل کار یا مراسمی خانوادگی حضور دارد و صدای موسیقی به گوش او میرسد. در پاسخهای فقهی آیتالله سیستانی میان گوشدادن عمدی و صرفاً به گوش رسیدن صدا تفاوت گذاشته شده است. مطابق پاسخ منتشرشده درباره مجالس لهو و لعب، شنیدهشدن ناخواسته موسیقی حرام با گوشدادن عمدی به آن یکسان نیست؛ البته اگر شخص آگاهانه به آن گوش بسپارد، حکم متفاوت خواهد بود. این تمایز نشان میدهد که در فقه، رفتار خود فرد نیز موضوع بررسی است و صرف قرار گرفتن در محیطی که موسیقی در آن پخش میشود، همیشه معادل ارتکاب یک عمل واحد نیست.
در این میان، اختلاف فتاوا را نیز نباید نادیده گرفت. ممکن است دو مرجع تقلید در تعریف غنا، حکم برخی مصادیق یا جزئیات یک مراسم، تفاوتهایی داشته باشند. ازاینرو، نقل یک فتوا و تعمیم آن به همه مسلمانان یا معرفی آن بهعنوان تنها دیدگاه فقهی، روش دقیقی نیست. فردی که میخواهد تکلیف شرعی خود را بداند، باید به فتوای مرجع تقلیدش مراجعه کند و در مواردی که تشخیص موضوع دشوار است، مشخصات واقعی آهنگ یا نحوه اجرا را بررسی کند. عنوانهایی مانند «موسیقی سنتی»، «سرود ملی»، «آهنگ عرفانی» یا «ترانه شاد» بهتنهایی حکم شرعی قطعی ایجاد نمیکنند.
از منظر اجتماعی، این بحث علاوه بر حکم فردی، با نحوه گفتوگو درباره دین و هنر نیز ارتباط دارد. تعمیم شتابزده یک حکم به همه انواع موسیقی ممکن است سبب شود تفاوتهای موجود در متون فقهی نادیده گرفته شود؛ همانطور که تکیه صرف بر سلیقه شخصی و این استدلال که «این آهنگ برای من مشکلی ندارد» نیز جایگزین معیار فقهی نمیشود. گفتوگوی دقیق درباره موسیقی نیازمند تفکیک حکم شرعی از ارزیابی هنری و روانشناختی است. ممکن است اثری از نظر هنری ارزشمند باشد، اما درباره حکم شرعی برخی ویژگیهای آن پرسش وجود داشته باشد؛ یا اثری از نظر یک فرد نامطلوب باشد، بیآنکه صرف این نپسندیدن برای حرام دانستن آن کافی باشد.
بررسی فقهی موسیقی را باید از دو سادهسازی دور نگه داشت: نخست، این ادعا که هر نوع موسیقی، در هر زمان و با هر محتوایی، حکمی یکسان دارد؛ دوم، این تصور که نیت خوب، محتوای مذهبی یا فضای خانوادگی بهتنهایی هر نوع اجرا را مجاز میکند. آنچه در منابع فقهی مورد اشاره دیده میشود، لزوم توجه به تعریف غنا، ویژگی آهنگ، تناسب عرفی آن با مجالس لهو و لعب و فتوای مرجع تقلید است. این رویکرد، به جای تکیه بر برچسبهای کلی، امکان داوری دقیقتر درباره مصادیق زندگی روزمره را فراهم میکند.موسیقی در جامعه معاصر هم ابزار سرگرمی است، هم بخشی از هنر و فرهنگ و هم عنصری حاضر در مراسم مذهبی و خانوادگی. پاسخگویی دینی به این واقعیت، نه با نادیده گرفتن تفاوت مصادیق ممکن است و نه با کنار گذاشتن معیارهای شرعی. راه دقیقتر آن است که هم حرمتها و حدود فقهی جدی گرفته شوند و هم از نسبت دادن حکم واحد به همه آثار و همه موقعیتها پرهیز شود؛ بهویژه در موضوعی که تشخیص عرفی، جزئیات اجرا و تفاوت فتاوا در آن نقش مهمی دارند.


نظر شما