به گزارش خبرنگار مهر، ثبت تاریخ شفاهی و روایت پیشرفت، زمانی به بالاترین اثربخشی خود میرسد که از صفحات کتابها و انحصارات پژوهشی خارج شود و به میان بطن جامعه، کلاسهای درس و ذهن کنجکاو نسل نو راه یابد. در سالهای اخیر، مجموعههای مردمی و دغدغهمندی همچون «رستا» در اصفهان تلاش کردهاند با عبور از قالبهای سنتی، روایتهای عینی پیشرفت، از دستاوردهای علمی و فناوریهای راهبردی گرفته تا نقشآفرینی زنان پیشرو و حماسهآفرینان عرصه مقاومت، را به زبانی ملموس و داستانی برای کودکان، نوجوانان و جوانان روایت کنند.
مجموعه رستا در اصفهان، با تمرکز بر ثبت روایتهای تاریخ شفاهی، تلاش کرده است تجربههای پیشرفت را از محدوده کتاب و پژوهش فراتر ببرد و به محیطهای آموزشی و زندگی روزمره مردم وارد کند. شناسایی و ثبت تجربههای زنان فعال در عرصه علم و فناوری، مستندسازی فعالیت زنان در حوزه مقاومت و تولید کتابهای داستانی برای کودکان و نوجوانان با موضوع دستاوردهای علمی کشور، بخشی از فعالیتهای این مجموعه در مسیر روایت پیشرفت است.
حضور در مدارس و گفتوگو با دانشآموزان درباره تجربههای زنان پیشرو، یکی از راههایی است که مجموعه رستا برای آشنایی نسل جدید با ظرفیتهای علمی و انسانی جامعه دنبال کرده است. این برنامهها به دانشآموزان کمک میکند با نمونههایی واقعی از تلاش، پشتکار و حل مسائل آشنا شوند و تصویری ملموستر از امکان پیشرفت به دست آورند. همچنین، روایت داستانی کاربردهای فناوریهایی مانند صنعت هستهای و دستاوردهای پژوهشگاه رویان، تلاشی برای پیوند دادن دانش علمی با زندگی روزمره مخاطبان کودک و نوجوان است.
هاجر صفائیه، مدیر مجموعه رستا در اصفهان، در گفتوگو با خبرنگار مهر، از ضرورت شکستن حصار کتابها، حضور در مدارس و گره زدن امید با تجربههای واقعی حل مسئله سخن میگوید.
* مجموعه رستا با چه رویکردی وارد حوزه تاریخ شفاهی و روایت پیشرفت شد و چگونه این روایتها را به مخاطبان عمومی منتقل میکنید؟
چند سالی است که در حوزه تاریخ شفاهی فعالیت میکنیم. یکی از بخشهای مهم کار ما، انتقال محتوایی است که در جریان مصاحبهها و ثبت تجربهها به دست میآوریم؛ محتوایی که باید از محدوده کتاب و پژوهش خارج شود و به فرهنگ عمومی راه پیدا کند. تولید کتاب تنها بخشی از این فرایند است. در کنار آن، تولیدات رسانهای و علمی نیز اهمیت دارد. برای مثال، از مصاحبههای تاریخ شفاهی مقالات علمی استخراج کردهایم؛ اما برای ما مهم بود که این محتواها به مخاطبانی برسند که لزوماً اهل مطالعه کتاب نیستند. به همین دلیل، ارائه روایتها در مدارس و دانشگاهها را نیز در دستور کار قرار دادیم.
در مدارس، متناسب با گروه سنی دانشآموزان، شیوه ارائه محتوا را تغییر میدهیم. برای دانشآموزان دوره دوم متوسطه، در قالب درس آمادگی دفاعی و برای دانشآموزان دوره اول متوسطه، در چارچوب درسهایی مانند کار و فناوری یا تفکر، بخشی از زمان کلاس را به گفتوگو درباره این تجربهها اختصاص دادهایم. یکی از دغدغههای ما، نگاه ناامیدانهای است که گاهی در میان دانشآموزان و دانشجویان دیده میشود. میخواستیم با معرفی افرادی که با وجود دشواریها توانستهاند مسائل واقعی جامعه را حل کنند، تجربههای ملموسی از پیشرفت را در اختیار نسل جوان قرار دهیم. بازخوردهای مدارس نیز خوب بود؛ برای بسیاری از دانشآموزان جالب بود که بدانند در اصفهان زنان دانشمند و پیشرو در حوزههای مختلف علمی فعالیت میکنند.
* در پروژه «زنان پیشرفت» چه معیارهایی برای انتخاب سوژهها داشتید و این پروژه اکنون در چه مرحلهای قرار دارد؟
در آغاز فعالیتها، بهعنوان یک تیم زنانه، با شرکتهای دانشبنیان مستقر در شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان ارتباط داشتیم. همچنین از طریق کانونهای نخبگانی و واحدهای پژوهشی دانشگاه صنعتی اصفهان، چهرههای شاخص علمی را شناسایی کردیم. در همین مسیر، پروژهای با عنوان «زنان پیشرفت» را با محوریت زنان شاخص اصفهانی فعال در عرصه علم و فناوری تعریف کردیم. در ابتدا فهرستی حدوداً ۳۰ تا ۴۰ نفره داشتیم. برخی از این افراد دانشجویان ممتاز یا پژوهشگرانی بودند که مقالاتشان در سطح بینالمللی مورد استناد قرار میگرفت؛ اما برای انتخاب سوژههای نهایی، صرفاً شاخص بودن علمی کافی نبود. برای ما مهم بود که این افراد بتوانند مسئلهای را حل کرده و گرهی از مشکلات جامعه باز کرده باشند. همچنین میخواستیم با افرادی گفتوگو کنیم که در مسیر فعالیت خود با چالشهای متعددی روبهرو شدهاند؛ زیرا این تجربهها ظرفیت بیشتری برای روایت دارند.
در نهایت، حدود هشت تا ۹ نفر انتخاب شدند و مصاحبههایی با آنها انجام گرفت. روایت زندگی این زنان در قالب کتابی تدوین شده که اکنون در صف چاپ قرار دارد. در کنار کتاب، کلیپهایی نیز درباره این زنان تهیه کردیم و در مناسبتهایی مانند روز اصفهان، روایت آنها را در فضای چهارباغ ارائه دادیم. فعالیت ما در حوزه زنان پیشرو به این پروژه محدود نیست. در حوزه مقاومت نیز روایتهایی از زنان فعال در این عرصه ثبت کردهایم.
برای نمونه، کتاب «آرایش جنگی» با موضوع مقاومت زنان از سوی انتشارات راهیار منتشر شده است. در اصفهان نیز با زنانی گفتوگو کردهایم که در جنگ ۱۲روزه یا در حمایت از جبهه مقاومت لبنان فعالیت داشتهاند. برخی از این روایتها هنوز به کتاب تبدیل نشدهاند. برای مثال، با زنانی مصاحبه کردهایم که در محلههای خود در راهاندازی آشپزخانههای مقاومت یا فعالیتهایی برای تأمین هزینههای پشتیبانی از جبهه مقاومت مشارکت داشتهاند. این تجربهها نشان میدهد فعالیت زنان در عرصه مقاومت به یک شکل محدود نیست و سوژههای متنوعی برای ثبت و انتشار وجود دارد.
* با توجه به تجربه جنگهای اخیر و اهمیت جنگ روایتها، مجموعه رستا چه برنامهای برای ادامه فعالیت در حوزه مقاومت و روایت تجربههای زنان دارد؟
فعالیت ما صرفاً به موضوع جنگ محدود نیست و در حوزههای متنوعی از تاریخ شفاهی کار میکنیم. با این حال، بخشی از روایتهایی که ثبت کردهایم به فعالیت زنان در عرصه مقاومت مربوط میشود. تلاش داریم تجربههای زنانی را ثبت کنیم که در موقعیتهای مختلف و متناسب با امکانات خود، اقداماتی مؤثر انجام دادهاند. در کنار کتاب «آرایش جنگی»، مصاحبههای دیگری نیز با زنان فعال در این عرصه انجام دادهایم که هنوز همه آنها منتشر نشدهاند. برخی از این زنان در محلههای خود فعالیتهایی برای پشتیبانی از جبهه مقاومت داشتهاند و برخی دیگر در جریان جنگ ۱۲روزه نقشآفرینی کردهاند.
این روایتها ابعاد متنوعی از مشارکت زنان را نشان میدهد که ثبت آنها برای شناخت تجربههای اجتماعی و فرهنگی اهمیت دارد. از نگاه ما، تاریخ شفاهی روشی برای ثبت تجربههای واقعی در حوزههای مختلف است. هرجا افرادی در مواجهه با یک مسئله توانستهاند اقدامی مؤثر انجام دهند، ظرفیت روایت وجود دارد. مهم این است که این تجربهها شناسایی، مستند و متناسب با مخاطب ارائه شوند. به همین دلیل، در کنار روایت مقاومت، فعالیت در حوزه زنان پیشرو و تولید محتوای مرتبط با دستاوردهای علمی کشور را نیز دنبال میکنیم.
* یکی دیگر از فعالیتهای شما تولید کتاب برای کودکان و نوجوانان است. این آثار چه موضوعاتی را دنبال میکنند و روایت پیشرفت چگونه میتواند با زبان داستان به نسل جدید منتقل شود؟
یکی از دغدغههای جدی ما این است که کودکان و نوجوانان بتوانند کاربرد دستاوردهای علمی و فناوری کشور را در زندگی روزمره خود ببینند. اگر مخاطب از کاربرد یک فناوری اطلاع نداشته باشد، ممکن است اهمیت آن را نیز بهدرستی درک نکند. بنابراین، در روایت پیشرفت نباید صرفاً به معرفی یک دستاورد یا بیان اطلاعات تخصصی بسنده کرد؛ بلکه باید نشان داد آن دستاورد چه تأثیری بر زندگی مردم دارد. در همین راستا، مجموعهای چهارجلدی برای کودکان و نوجوانان آماده کردهایم که دو جلد آن از سوی انتشارات راهیار منتشر شده و دو جلد دیگر نیز آماده انتشار است و در نوبت چاپ قرار دارد.
همچنین با دو ناشر دیگر برای انتشار آثاری در حوزه روایت پیشرفت گفتوگو کردهایم. در این کتابها، موضوعاتی مانند کاربردهای صنعت هستهای در زندگی مردم و فناوری شبیهسازی و فعالیتهای پژوهشگاه رویان را با زبان داستانی روایت کردهایم. تلاش ما این بوده است که کودک تنها با یک مفهوم علمی مواجه نشود، بلکه از طریق داستان، کاربرد آن را در زندگی درک کند. مفاهیمی مانند امیدآفرینی و تولید داخلی نیز در قالب قصه در این آثار مطرح شدهاند.
برای ما مهم است که دانشآموزان بتوانند آنچه را در حوزه علم و فناوری میآموزند، در زندگی واقعی نیز مشاهده کنند. به همین دلیل، تولید کتابهای داستانی و حضور در مدارس را دو مسیر مکمل میدانیم؛ مسیری که هم به معرفی تجربههای واقعی پیشرفت کمک میکند و هم میتواند شناخت و امید را در نسل آینده تقویت کند. فکر میکنم در این حوزه هنوز جای کار زیادی وجود دارد و باید آثار بیشتری با دغدغه روایت پیشرفت و متناسب با نیازهای مخاطب کودک و نوجوان تولید شود. هدف ما این است که این روایتها از سطح اطلاعات عمومی فراتر بروند و به شناختی ملموس از دستاوردهای علمی و ظرفیتهای جامعه تبدیل شوند.



نظر شما