۲۷ مهر ۱۴۰۵، ۱۰:۵۷

بازتولید الگوهای آشنا در نقاشی‌خط؛ نوشتاری که به تصویر بدل می‌شود 

بازتولید الگوهای آشنا در نقاشی‌خط؛ نوشتاری که به تصویر بدل می‌شود 

در نمایشگاه «لوتوس» خط، از خوانایی متعارف فاصله می‌گیرد؛ تجربه‌ای که در آن نوشتار نه وسیله‌ای برای خواندن، بلکه عنصری دیداری، فرمی و گاه حجمی است.

یادداشت مهمان- مهناز کارگران، منتقد هنری؛ نمایشگاه «لوتوس»، با کنار هم قراردادن عکاسی، نقاشی‌خط و حجم، امکان مواجهه با جلوه‌های متفاوت نوشتار و فرم را فراهم می‌کند. در بخش عکاسی نمایشگاه، چهره انسان با حرف «ه» پوشانده شده؛ حرفی که بنا بر بیانیه هنرمند، به عنوان حرف نخست واژه «هو» قابل‌فهم است. در این‌جا، آنچه مستقیماً در تصویر دیده می‌شود، قرارگرفتن این حرف روی چهره، رابطه‌ای بصری میان نوشتار و صورت ایجاد می‌کند و بخشی از چهره را از دید مخاطب می‌پوشاند.

در کنار عکس‌ها، آثار نقاشی‌خط با تأکید بر خطوط و فرم‌های انتزاعی قرار دارند. همچنین حضور یک اثر حجمی امکان می‌دهد بررسی نوشتار و فرم از سطح تصویر به فضای سه‌بعدی گسترش بیابد. با این‌حال، برای تعیین دقیق نسبت فرمی و معنایی حجم با سایر آثار، باید ویژگی‌های خود حجم و نحوه‌ ارتباط آن با فضای نمایشگاه بررسی شود.

می‌توان سه عنصر «لوتوس»، «هو» و «کلمه» را به عنوان سه محور مفهومی در نظر گرفت که با وجود تفاوت در خاستگاه و معنای خود، در این مجموعه از طریق نوشتار، فرم و تصویر به یکدیگر پیوند می‌خورند.

لوتوس، به عنوان نماد نیلوفر، بُعدی نمادین و تصویری به آثار می‌بخشد. «هو» در پیوند با اندیشه وحدت وجود، به حضوری فراتر از صورت ظاهری و کثرت پدیده‌ها اشاره می‌کند و «کلمه» با توجه به جایگاه آن در سنت مسیحی، یادآور نقشی است که کلام در بیان حقیقت و پیوند میان امر الهی و جهان ایفا می‌کند.

بر این اساس، می‌توان فرض کرد هنرمند می‌کوشد از طریق تبدیل نوشتار به فرم‌های بصری، میان نماد تصویری «لوتوس»، مفهوم عرفانی «هو» و معنای الهیاتی «کلمه» ارتباط برقرار کند. در نقاشی‌خط‌ها، این ارتباط در انتزاع خطوط و فاصله‌گرفتن نوشتار از خوانایی متعارف مطرح می‌شود؛ در عکس‌ها، حرف «ه» به عنوان حرف نخست «هو» با قرارگرفتن بر چهره، از یک نشانه نوشتاری به عنصری تصویری و پوشاننده تبدیل می‌شود و در اثر حجمی نیز می‌توان امکان امتداد یافتن این تجربه از سطح تصویر به فضای سه‌بعدی را بررسی کرد.

در این خوانش، وحدت مجموعه نه لزوماً در بازنمایی مستقیم و یکسان این سه عنصر، بلکه در تلاش برای عبور از صورت‌های مشخص و پیوند دادن نوشتار، نماد و معنا شکل می‌گیرد. با این‌حال، باید بررسی کرد که آیا این پیوند در روابط بصری خود آثار نیز قابل دریافت است یا عمدتاً از طریق بیانیه و آگاهی از پیش‌زمینه‌های عرفانی و دینی این سه مفهوم شکل می‌گیرد؟ بنابراین فرضیه وحدت‌بخش این است که نمایشگاه می‌کوشد با واسطه نوشتار و دگرگونی آن به تصویر و حجم، میان «لوتوس» به مثابه‌ نماد، «هو» به مثابه اشاره‌ای به وحدت وجود و «کلمه» به مثابه مفهومی در سنت مسیحی، نوعی پیوند معنایی برقرار کند.

با توجه به فرضیه مطرح‌شده، می‌توان غایت احتمالی نمایشگاه را ایجاد تجربه‌ای دانست که در آن نوشتار صرفاً وسیله‌ای برای انتقال معنا از طریق خواندن نیست، بلکه به عنصری دیداری، فرمی و گاه حجمی تبدیل می‌شود. در چنین تجربه‌ای، مخاطب ممکن است به جای خواندن مستقیم حروف و واژه‌ها، با حرکت خطوط، نسبت میان شکل‌ها، حضور و غیاب، پوشیدگی و آشکار شدگی و ارتباط میان سطح و فضا مواجه شود.

از این منظر، نمایشگاه می‌تواند مخاطب را به تأمل درباره نسبت میان صورت و معنا، حرف و واژه، و نوشتار و تصویر دعوت کند. همچنین کنار هم قرار گرفتن مفاهیم «لوتوس»، «هو» و «کلمه» این امکان را ایجاد می‌کند که مخاطب درباره ارتباط میان سنت‌های نمادین و شیوه‌های مختلف بازنمایی نوشتار پرسش کند. البته باید میان غایت احتمالی اثر و قصد قطعی هنرمند تفاوت گذاشت.

بدون شواهد روشن‌تر از بیانیه یا توضیحات هنرمند، نمی‌توان با اطمینان گفت که هدف نهایی نمایشگاه دقیقاً فراتر بردن نوشتار از معنای زبانی است. این برداشت، تفسیری است که از کنار هم قرارگرفتن مفاهیم و ویژگی‌های بصری آثار به دست می‌آید.

از نظر بصری، یکی از ویژگی‌های قابل توجه نقاشی‌خط‌های نمایشگاه، حرکت خطوط میان خوانایی و انتزاع است. درهم‌تنیدگی خطوط، تغییر اندازه و جهت آنها، لایه‌بندی و استفاده از فضاهای خالی می‌تواند تجربه‌ای بصری ایجاد کند که مخاطب را از خواندن صرف دور کرده و به مشاهده روابط فرمی نزدیک می‌کند. رنگ‌های ملایم نیز در شکل‌گیری فضای کلی آثار نقش دارند.

در عکس‌ها، قرار گرفتن حرف «ه» بر چهره، رابطه‌ای میان نوشتار و بدن ایجاد می‌کند و می‌تواند پرسش‌هایی درباره هویت، پوشیدگی و حضور زبان در تصویر برانگیزد. با این حال، برای پیوند دادن این تصویر به مفهوم «هو»، باید سنجید که آیا این ارتباط از طریق خود تصویر نیز قابل دریافت است یا عمدتاً به دانستن توضیح بیانیه وابسته می‌ماند؟ همین تمایز در بررسی نسبت میان مفهوم «کلمه» و سایر آثار نیز اهمیت دارد، زیرا حضور این مفهوم در بیانیه به تنهایی برای اثبات تحقق بصری آن کافی نیست.

در مجموع، آثار به الگوهای فرمی تثبیت‌شده متکی هستند و عمدتاً به بازتولید الگوهای آشنای نقاشی‌خط بسنده می‌کنند و در ارائه زبانی بصری متمایز و تأثیرگذار توفیق چندانی نداشته است. نمایشگاه «لوتوس» ظرفیت ایجاد پیوندی میان نوشتار، فرم انتزاعی و مفاهیم نمادین را دارد. با این‌حال، میزان موفقیت این پیوند به این بستگی دارد که ارتباط میان «لوتوس»، «هو» و «کلمه» تا چه اندازه در ساختار بصری آثار قابل پیگیری باشد و مخاطب تا چه حد بتواند میان تجربه‌ دیداری خود و چارچوب مفهومی ارائه‌شده ارتباط برقرار کند.

در این مورد به اعتقاد من، نمایشگاه در تحقق اهداف مفهومی و فرمی خود با محدودیت مواجه است. بیانیه می‌تواند در روشن کردن این ارتباط مؤثر باشد اما ارزیابی آثار باید همچنان بر شواهد بصری و روابط درونی آنها تکیه کند.

نمایشگاه انفرادی آثار نازنین صامت با عنوان «لوتوس» در گالری «روژآ» برگزار شد. در نمایشگاه «لوتوس»، مجموعه‌ای از آثار نقاشی‌خط با تکنیک اکریلیک روی بوم، چند ادیشن مجسمه‌های آهنی و زیورآلات نقره و مجموعه‌ای از آثار عکاسی در معرض دید دوستداران هنرهای تجسمی قرار گرفت.

کد مطلب 6982407

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha