خبرگزاری مهر ـ مجله مهر: چرا باید از ظلمی که به دیگران میرود سخن بگویی؟ چون زمانیکه ظلم بر آن شخص وارد میشود و از آن حرف میزنی، فقط درد شخصی را بازگو نمیکنی، بلکه نظمی را در این میان برهم میزنی که ترجیح داده شده این ظلمها و رنجها را نادیده بگیرند. چون صحبت از ظلم و سخن گفتن، نوشتن و به یاد آوردن، شکلهایی از مقاومتاند؛ راههایی برای اینکه واقعیتی حذفشده دوباره دیده شود، هرچند این بازگویی شاید هم هیچگاه کامل نباشد. آنا آخماتووا از شاعرانی که همیشه مقاومت را در شعرهایش میبینیم در مقدمه شعر «مرثیه» آورده که «در سالهای وحشت یژوف، هفده ماه را در صفهای زندان لنینگراد گذراندم. روزی کسی مرا شناخت. آنگاه زنی که پشت سرم ایستاده بود و البته هرگز نامم را نشنیده، ازم پرسیدـ میتوانی این را توصیف کنی؟ و من گفتم: میتوانم. آنگاه چیزی شبیه لبخند بر چهرهاش لغزید.» گاهی این ظلم در صفهای زندان شکل میگیرد که باید روایت شود و گاهی پشت پنجره مدرسهای در جمهوری آذربایجان ِ مسلمان.
تصویر آن دختر دانشآموز پشت پنجره در مدرسه جمهوری آذربایجان از جنس همان رنج و زخمی است که خیلیها نه تنها نمیخواهند آن را ببینند بلکه ترجیح میدهند آن را به دست فراموشی بسپارند، و میبینیم که روایتگران به اصطلاح آزادی در پی سرکوب هستند و همیشه روی یک چیز حساب میکنند: فراموشی. آنها میدانند اگر رنج به روایت بدل نشود و به حافظه مردم راه پیدا نکند، بهتدریج در مه ابهام گم میشود. گزارشهای مربوط به ممانعت از حضور دختران محجبه در مدارس جمهوری آذربایجان، مسئلهای جدای از یک مقررات آموزشی است چون کشوری که میخواهد از نسبتاش با آزادی سخن بگوید در عمل حاضر به پذیرفتن آن نیستند.

مفهوم آزادی را چطور معنا میکنید؟
جمهوری آذربایجان، مانند بسیاری از کشورهایی که میخواهند خود را همسو با الگوهای سیاسی و فرهنگی غرب نشان دهند و خودشان را در مهد آزادی غرب چپاندهاند، در معرض این پرسش قرار دارد که آزادی در تعریف رسمیاش چه جایگاهی دارد و در زندگی روزمره مردم چگونه اجرا میشود. آزادی فقط آن نیست که یک حکومت از حق انتخاب سخن بگوید یا خود را مدافع ارزشهای مدرن معرفی کند؛ آزمون واقعی آن زمانی آغاز میشود که فردی انتخابی متفاوت داشته باشد.
نحوه مواجهه جوامع با انتخابها و سبکهای زندگی متفاوت، یکی از موضوعات قابل بررسی در بحث آزادی است. در این زمینه، علاوه بر قوانین رسمی، چگونگی اجرای آنها و تأثیرشان بر افراد و حقوق شهروندی نیز اهمیت دارد. از این منظر، ماجرای دختران محجبه در مدارس جمهوری آذربایجان در این مبحث کشانده میشود که چگونه میتوان میان ضوابط عمومی، حق آموزش و احترام به تفاوتهای فردی تعادل برقرار کرد. دختر محجبهای که از حضور در کلاس بازمیماند، فقط با یک محدودیت درباره پوشش روبهرو نیست؛ او در موقعیتی قرار میگیرد که باید میان ادامه تحصیل و حفظ انتخاب شخصی خود یکی را برگزیند. در چنین وضعی، مدرسه از کارکرد اصلیاش فاصله میگیرد. قرار است آموزش فرصتی برای رشد و یادگیری باشد، نه ابزاری برای یکسانسازی ظاهر دانشآموزان یا وادار کردن آنها به کنار گذاشتن تفاوتهایشان.
این همان نقطهای است که ادعای آزادی در همین حد شعار باقی مانده است و در عمل دانشآموزان به دلیل پوشش باید پشت پنجرهها با بغض بایستند و از آموزش محروم باشند. اگر حق آموزش برای همه به رسمیت شناخته شده است، چرا باید پوشش دختری به مانعی برای حضور او در کلاس تبدیل شود، در بررسی مفهوم آزادی انتخاب، توجه به نحوه برخورد با انتخابهای متفاوت و چگونگی تأثیر قوانین و مقررات بر زندگی افراد اهمیت دارد. این موضوع بهویژه زمانی مطرح میشود که میان انتخاب فردی و ضوابط رسمی جامعه تفاوت وجود داشته باشد.

البته این تناقضات در بحث آزادی غربی به جمهوری آذربایجان ِ مسلمان محدود نیست. کشورهای غربی نیز که خود را مهد آزادی، عدالت و حقوق بشر معرفی میکنند، در مواجهه با پوشش و سبک زندگی متفاوت با چالشهایی روبهرو بودهاند. فرانسه نمونهای است که بحث محدودیتهای مربوط به پوشش مذهبی در مدارس آن، بارها به موضوع مناقشه تبدیل شده است. مسئله این نیست که سیاستهای همه کشورها یکساناند؛ مسئله این است که هیچ حکومتی صرفاً با تکرار واژههایی چون آزادی و عدالت، از پاسخگویی درباره عملکرد خود بینیاز نمیشود.
با این حال، اشاره به تناقضهای غرب نباید به راهی برای نادیده گرفتن آنچه در جمهوری آذربایجان میگذرد تبدیل شود. وجود محدودیتهایی درباره آزادی و پوشش در کشورهای مختلف، لزوم بررسی هر مورد را بر اساس شرایط و سیاستهای همان کشور یادآوری میکند. از این منظر، بررسی وضعیت دختران محجبه در جمهوری آذربایجان نیز باید مستقل از موارد مشابه در دیگر کشورها و با توجه به پیامدهای آن برای حق آموزش انجام شود.
تناقضات آزادی بدجور عیان شده!
البته در این میان مسئله دیگر بر سر حجاب بهتنهایی نیست؛ بر سر معنای آزادی است. آزادی انتخاب و حدود آن، بهویژه در مواجهه با انتخابهای متفاوت، از موضوعات قابل بررسی در بحث حقوق فردی و مقررات اجتماعی است. دخترانی که بهدلیل پوشش حجاب خود پشت در مدرسه میمانند، ناخواسته همین تناقض را آشکار میکنند: فاصله میان آزادیای که در سخن وعده داده میشود و حقی که در عمل از انسان دریغ میشود.

تصویر دخترکی که بهدلیل حجاب از مدرسه محروم شده و پشت پنجره بسته کلاس ایستاده تا شاید بتواند درس را از همانجا دنبال کند، روایتی از رنجی است که با بسته شدن درهای مدرسه پایان نمییابد. انتشار ویدئوهایی از دختران محرومشده از تحصیل در جمهوری آذربایجان، بار دیگر مسئله حق آموزش و برخورد با تفاوتهای فردی را پیش چشم گذاشته است. در این میان، آنچه اهمیت دارد، معیاری است که با آن، رنج انسانها را میبینیم و درباره بیعدالتی داوری میکنیم. محرومیت دختران از تحصیل بهدلیل حجاب در جمهوری آذربایجان، محرومیت دختران از آموزش بهدلیل جنسیت در حکومت طالبان و دیگر شکلهای تبعیض، هرکدام به شکلی حق آموزش را نقض میکنند و نمیتوان اهمیت یکی را به بهای نادیده گرفتن دیگری کمرنگ کرد. ملیت، جغرافیا و همسویی سیاسی و فکری نباید تعیین کنند کدام رنج سزاوار دیده شدن است و کدامیک در حاشیه بماند. اگر دفاع از حقوق انسانها به هویت و باور کسانی وابسته شود که این حقوق از آنها دریغ شده، باید در معیارهای خود بازنگری کنیم. روایت از این ظلم، شاید نتواند بهتنهایی عدالت را برقرار کند، اما میتواند مانع از آن شود که بیعدالتی طبیعی جلوه کند. روایت این دختران نیز تلاشی برای ثبت همین فاصله است؛ فاصله میان حقی که باید برای همه محفوظ باشد و واقعیتی که در آن، یک دانشآموز ممکن است برای درس خواندن با محدودیت روبهرو شود. آزادی و حق آموزش زمانی معنای واقعی پیدا میکنند که در مواجهه با تفاوتها نیز به رسمیت شناخته شوند.

۱۵:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۶


نظر شما