چرا باید «سواد رسانه» را جدی بگیریم؟ مهارت زیستن در عصر انفجار اطلاعات

چرا باید «سواد رسانه» را جدی بگیریم؟ مهارت زیستن در عصر انفجار اطلاعات

سواد رسانه‌ یعنی مسوولیت‌پذیری در برابر چیزی که می‌دانیم، چیزی که نمی‌دانیم و چیزی که به دیگران منتقل می‌کنیم. در جهانی که هر تلفن همراه یک رسانه است، این مهارت بخشی از مهارت زندگی ماست.

خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سامان سفالگر؛ در جهان امروز، انسان بیش از هر دوره دیگری به اطلاعات دسترسی دارد. کافی است تلفن همراه را برداریم تا در چند ثانیه با هزاران خبر، تصویر، ویدئو، تحلیل، نظر و روایت مواجه شویم. شبکه‌های اجتماعی فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده خبر را تا حد زیادی از میان برده‌اند. هر کاربر می‌تواند همزمان مخاطب، تولیدکننده و بازنشرکننده اطلاعات باشد. این تحول، فرصت بزرگی برای افزایش آگاهی عمومی است، اما روی دیگر آن، افزایش احتمال مواجهه با اطلاعات نادرست، ناقص یا گمراه‌کننده است.

اینجاست که مفهوم سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. سواد رسانه‌ای به معنای بدبین بودن به همه اخبار یا بی‌اعتمادی به رسانه‌ها نیست بلکه توانایی پرسیدن، بررسی کردن و تشخیص دادن است. فرد باسواد رسانه‌ای پیش از آنکه محتوایی را باور یا بازنشر کند، از خود می‌پرسد این مطلب را چه کسی منتشر کرده است؟ منبع آن چیست؟ آیا منابع مستقل دیگری نیز آن را تایید کرده‌اند؟ تاریخ انتشار آن مشخص است؟ آیا تصویر یا ویدئو مربوط به همین رویداد است؟ و مهمتر از همه، آیا این محتوا تلاش می‌کند احساسات مرا برانگیزد یا اطلاعاتی قابل بررسی در اختیارم می‌گذارد؟

سرعت؛ دشمن دقت

یکی از تفاوت‌های مهم رسانه‌های اجتماعی با رسانه‌های سنتی، سرعت انتشار اطلاعات است. یک خبر یا شایعه می‌تواند در مدت کوتاهی میان هزاران یا میلیون‌ها کاربر دست ‌به ‌دست شود. در چنین محیطی، زودتر منتشر کردن گاهی بر دقیق‌تر منتشر کردن غلبه می‌کند.

سازمان جهانی بهداشت برای توصیف وضعیت انباشت و انتشار گسترده اطلاعاتِ درست و نادرست، از مفهوم همه‌گیری اطلاعات استفاده کرده است. از نگاه این سازمان، حجم زیاد اطلاعات، به‌ویژه زمانی که اطلاعات نادرست نیز در میان آن وجود داشته باشد، می‌تواند پیدا کردن اطلاعات معتبر را دشوار کند و در حوزه‌هایی مانند سلامت عمومی پیامدهای واقعی به همراه داشته باشد. بنابراین، یکی از نخستین اصول سواد رسانه‌ای این است که سرعت را با اعتبار اشتباه نگیریم. اینکه یک مطلب در مدت کوتاهی هزاران بار دیده یا بازنشر شده، به خودی خود دلیلی برای درست بودن آن نیست.

چرا مطالب هیجانی بیشتر دیده می‌شوند؟

شبکه‌های اجتماعی صرفا یک تابلوی اعلانات بی‌طرف نیستند. سامانه‌های هوشمند این شبکه‌ها تلاش می‌کنند محتوایی را بیشتر در معرض دید کاربر قرار دهند که احتمال واکنش نشان دادن او به آن بیشتر باشد. یعنی محتوایی که کاربر روی آن کلیک کند، درباره آن نظر بدهد، آن را دنبال کند یا برای دیگران بفرستد. به همین دلیل، محتوایی که احساساتی مانند ترس، خشم، تعجب یا هیجان ایجاد می‌کند، ممکن است توجه بیشتری جلب کند. در چنین شرایطی، یک تیتر مبهم و هیجان‌انگیز می‌تواند بسیار سریعتر از یک گزارش دقیق و چندصفحه‌ای دیده شود. اینجا یک خطای رایج رخ می‌دهد: چیزی که بیشتر دیده می‌شود، الزاما مهمتر یا درست‌تر نیست.

گاهی یک خبر دقیق، به دلیل لحن آرام و مستند خود، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد در حالی که یک ادعای تاییدنشده، به دلیل ایجاد هیجان، در مدت کوتاهی فراگیر می‌شود. بنابراین میزان بازدید و تعداد بازنشرها نباید معیار سنجش حقیقت باشد.

ذهن انسان هم بی‌خطا نیست

مشکل فقط سامانه‌های هوشمند شبکه‌های اجتماعی نیستند. ذهن انسان نیز در مواجهه با اطلاعات ممکن است دچار خطا شود. معمولا اطلاعاتی که با باورها، تجربه‌ها یا پیش‌فرض‌های قبلی ما سازگار هستند، راحت‌تر پذیرفته می‌شوند. در مقابل، ممکن است نسبت به اطلاعات مخالف دیدگاه خود سخت‌گیرانه‌تر برخورد کنیم.

این مساله اهمیت تفکر انتقادی را نشان می‌دهد. تفکر انتقادی یعنی بتوانیم حتی درباره مطلبی که با آن موافقیم نیز سوال کنیم و حتی مطلبی را که با نظرمان مخالف است، صرفا به دلیل مخالفت رد نکنیم. در واقع، سواد رسانه‌ای قرار نیست به ما بگوید چه چیزی را باور کنیم بلکه باید به ما یاد بدهد چگونه تشخیص دهیم که یک ادعا تا چه اندازه قابل اعتماد است.

یک نفر گفته، منبع خبر نیست

یکی از نشانه‌های رایج اطلاعات غیرقابل اعتماد، ارجاع مبهم به منابع است. عباراتی مانند شنیده شده، گفته می‌شود، یک منبع آگاه اعلام کرد یا در فضای مجازی منتشر شده است. البته چنین عباراتی به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که یک ادعا نادرست است. اما برای پذیرش آن نیز کافی نیستند. پرسش بعدی باید این باشد که منبع اصلی کجاست؟ آیا نام و تخصص فرد مشخص است؟ آیا رسانه‌ای معتبر و قابل شناسایی این ادعا را منتشر کرده است؟ آیا اطلاعات از یک منبع مستقل دیگر نیز قابل بررسی است؟

گاهی یک خبر از جایی آغاز می‌شود، اما پس از چند بار بازنشر، منبع اصلی آن فراموش می‌شود و در نهایت جمله‌ای بدون نام و نشانی مشخص، به عنوان خبر قطعی در میان مردم دست ‌به‌ دست می‌شود. این همان نقطه‌ای است که مخاطب باید مکث کند و به دنبال سرچشمه خبر بگردد.

تصویر و ویدئو هم می‌توانند گمراه‌کننده باشند

در گذشته، تصویر و فیلم برای بسیاری از مردم نوعی سند تلقی می‌شد. اما امروز این تصور دیگر کافی نیست. ممکن است تصویری قدیمی با عنوانی جدید منتشر شود یا ویدئویی مربوط به کشوری دیگر، به یک رویداد تازه نسبت داده شود. همچنین ابزارهای پیشرفته ویرایش و تولید محتوای تصویری و هوش مصنوعی، تشخیص اصالت برخی تصاویر و فیلم‌ها را دشوارتر کرده‌اند.

بنابراین، در مواجهه با یک تصویر یا فیلم نیز باید پرسید: نخستین بار چه زمانی منتشر شده است؟ منبع اولیه آن کجاست؟ آیا مکان و زمان ادعاشده با محتوای تصویر مطابقت دارد؟ آیا رسانه‌های معتبر دیگر نیز همان رویداد را گزارش کرده‌اند؟ این احتیاط به معنای بی‌اعتمادی به تصویر نیست بلکه به معنای پذیرفتن این واقعیت است که تصویر نیز مانند متن، نیازمند بررسی و راستی‌آزمایی است.

چند ثانیه مکث، یک مهارت رسانه‌ای است

شاید یکی از ساده‌ترین و در عین حال موثرترین عادت‌های سواد رسانه‌ای، مکث قبل از بازنشر باشد. پیش از ارسال یک مطلب می‌توان چند پرسش ساده را در ذهن مرور کرد: منبع چیست؟ تاریخ انتشار مشخص است؟ این مطلب خبر است یا نظر شخصی؟ آیا منبع دیگری آن را تایید کرده است؟ آیا تیتر با متن مطابقت دارد؟ آیا تصویر و ویدئو مربوط به همین اتفاق است؟ آیا محتوا بیش از اندازه احساسی و هیجان‌برانگیز طراحی شده است؟ اگر پاسخِ این پرسش‌ها روشن نیست، بهترین کار لزوما رد کردن خبر نیست. گاهی کافی است فعلا آن را بازنشر نکنیم تا اطلاعات بیشتری به دست آید.

سواد رسانه‌ای؛ از مدرسه تا خانواده

سواد رسانه‌ای صرفا یک مهارت فردی نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه‌ها و خودِ شبکه‌های اجتماعی هر کدام در شکل‌گیری محیط اطلاعاتی سالم‌تر نقش دارند. برای کودکان و نوجوانان، این آموزش اهمیت بیشتری دارد. زیرا حضور در فضای دیجیتال فقط به معنای یادگیری کار با تلفن همراه یا رایانه نیست. یک کاربر توانمند باید بداند چگونه منبع را ارزیابی کند، حریم خصوصی خود را حفظ کند، تبلیغ را از خبر تشخیص دهد و در برابر محتوای هیجانی واکنش عجولانه نشان ندهد. خانواده‌ها نیز می‌توانند به جای آنکه صرفا فرزندان خود را از فضای مجازی دور کنند، شیوه درست استفاده از آن را به آنان بیاموزند. پرسیدن منبع این خبر کجاست؟ می‌تواند به مرور به یک عادت ذهنی تبدیل شود.

مساله فقط خبر جعلی نیست

گاهی تصور می‌کنیم تنها مشکل فضای مجازی، اخبار ساختگی است در حالی که اطلاعات گمراه‌کننده می‌توانند شکل‌های متنوعی داشته باشند. یک خبر واقعی که بخشی از آن حذف شده، آماری که بدون توضیح و زمینه منتشر شده، تصویری قدیمی که به اتفاقی جدید نسبت داده شده، نظر شخصی که در قالب خبر ارائه شده یا تیتر اغراق‌آمیزی که متن آن ادعا را تایید نمی‌کند، همگی می‌توانند مخاطب را به برداشت نادرست برسانند. بنابراین، سواد رسانه‌ای فقط پیدا کردن دروغ نیست بلکه تشخیص زمینه، منبع، هدف، شواهد و میزان اطمینان است.

از مصرف‌کننده منفعل تا شهروند مسوول

فضای مجازی بخشی از زندگی روزمره ما شده است و نمی‌توان با نادیده گرفتن آن، مساله اطلاعات نادرست را حل کرد. راه‌حل پایدارتر، افزایش توانایی مردم در فهم و ارزیابی اطلاعات است. سواد رسانه‌ای در نهایت یک مهارت ساده اما مهم را به ما یادآوری می‌کند و آن این است که هر چیزی که می‌بینیم، ارزش باور کردن ندارد و هر چیزی که باور می‌کنیم، ارزش بازنشر کردن ندارد.

در عصر انفجار اطلاعات، انسان آگاه الزاما کسی نیست که اخبار بیشتری می‌بیند بلکه کسی است که می‌داند با اخبار چگونه برخورد کند. مکث کردن، پرسیدن، مقایسه کردن و جست‌وجوی منبع اصلی شاید در نگاه اول چند ثانیه زمان ببرد، اما همین چند ثانیه می‌تواند فاصله میان دریافت اطلاعات و پذیرش ناآگاهانه اطلاعات باشد. در نهایت، سواد رسانه‌ای یعنی مسوولیت‌پذیری در برابر چیزی که می‌دانیم، چیزی که نمی‌دانیم و چیزی که به دیگران منتقل می‌کنیم. در جهانی که هر تلفن همراه می‌تواند یک رسانه باشد، این مهارت دیگر یک توانایی جانبی نیست بلکه بخشی از مهارت زندگی در جهان امروز است.

کد مطلب 6974424

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha