یادداشت مهمان-محمد حیدریپور، کارشناس توزیع و پخش فیلم؛ محمدحسین حقیقی دانش آموخته مهندسی پتروشیمی، از نسلی بود که با پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت هنری را جدی تر گرفتند، او کارش را در صدا و سیما شروع کرد و مثل بسیاری از جوان های ایرانی که جوانی شان با روزهای دفاع مقدس گره خورد، خود را موظف دید در این باره فیلم بسازد. حقیقی همزمان هم فیلمساز بود، هم مدیر فرهنگی، در بنیاد سینمایی فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مدیر عاملی را تجربه کرد، او در میانه دهه هشتاد حتی به لیست شورای شهر هم راه یافت. در آن روزها البته کمتر کسی حقیقی را به عنوان فیلمساز در خاطر داشت، سال های زیادی از «ماه و خورشید» و «براده های خورشید» ۲ فیلم بلند مهم کارنامهاش گذشته بود، سینما پوست انداخته بود و حقیقی، مثل کمال تبریزی یا ابراهیم حاتمیکیا، پرکار نبود. روحیه خاص و توجهش به بعد هنری فیلمسازی، او را گزیدهکار و سخت گیر میکرد.
در کارنامه فیلمسازی حقیقی، «سفر به فردا» به طور مشخص به موضوع جنگ می پردازد، فیلمی که ساخته های شهری رسول ملاقلی پور را به یاد می آورد، دوست و همکار حقیقی در این فیلم. فیلمی سرپا با بازی خوب جمشید هاشم پور و آتنه فقیه نصیری. حقیقی در این فیلم به رابطه نسل جوان و نسل جنگ می پردازد، دغدغه بسیاری از آنها که تجربه دفاع مقدس را پشت سر گذاشته بودند و در دوران تازه، به شکاف نسل ها می اندیشیدند. «سفر به فردا» می تواند کلید ورود به دنیای ذهنی سازنده اش باشد.
در سینمای حقیقی، عشق و زندگی مضامینی تکرار شونده است، حتی اگر ظاهر فیلمها با هم تفاوت داشته باشند. اگر آثار سینمایی او را دیده باشیم، «بحران خاموش» مستندی را که ۲ سال روی ساخت آن تلاش کرده است و در هجدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفت، بهتر درک می کنیم. حقیقی سالها پیش در گفتگویی درباره تنوع کارنامهاش گفته بود: مضامینی که در چهار فیلم من وجود دارد مضامینی مشترک است. موضوع «سمفونی صحرا» جدا از قصه اش موضوعی است که ادامه اش به ترتیب در فیلم های دیگر «براده های خورشید»، «ماه و خورشید» و «سفر به فردا» هم وجود دارد. حتی جمع بندی که در انتهای «سمفونی صحرا» وجود دارد همان جمع بندی است که در نهایت در فیلم «سفر به فردا» هم داریم. آهنگی که در «سمفونی صحرا» آن باغشی میخواند این است که «در سرزمینی که عشق بمیرد همه مردم آن خواهند مرد، عشق بهایش فدیه می خواهد». به نوع دیگری این حرف را رحیم در «سفر به فردا» میزند: با نابودی عشق مردم زنده نخواهند ماند. در «سمفونی صحرا» استاد سال هاست دست به دوتار نزده و می داند اگر دست بزند چه اتفاقی می افتد، در «سفر به فردا» هم رحیم سال ها است که دست به مین نزده است و می داند که اگر دست بزند چه می شود. موضوع، موضوع فراموشی عشق است. آینده آنجا آبادی صحرا است. آینده اینجا برای روشنگری و تحول ذهن سارا است. هر ۲ یک حرف را دارند ولی در ۲ قالب اتفاق می افتند.

با این جمله ها راه یافتن به مستند تازه او و درک «بحران خاموش» آسان است، فیلمی که بر اساس دغدغه های همیشگی حقیقی ساخته شده اند، با نماهایی از ویرانی طبیعت و خشکسالی، با هشدار نابودی انسان، طبیعت و خانواده. «بحران خاموش» گسترده و وسیع است، به اندازه ایرانِ بزرگ، عمیق و تلخ است، به اندازه همه دشواریهایی که همه ما با آن مواجهیم، با پیرسالی و کمبود جمعیت جوان در ۲ دهه آینده، با ورشکستگی بیمهها و صنایعی که نمی توانند هزینه بازنشستگی انبوه بازنشستگان متولد دهه ۵۰ و ۶۰ را بپردازند، با ایرانی که با کمبود نیروی انسانی توانمند روبهروست.
فیلم محمدحسین حقیقی که این روزها در هاشور اکران شده است، کاوشی در ایران و زندگی مردم ایران است، روایتی چندوجهی از بحران سالخوردگی، پیامدهای زودهنگام و دیرهنگام آن، فیلمی که بیش از مردم، مسئولان و مدیران فرهنگی باید آن را تماشا کنند.
حقیقی، در شصت و چند سالگی، با «بحران خاموش» نشان میدهد فیلمسازی جوان و پرشور، پر از ایدههای روایی است، توجه او به یک بحران ملی و روایت آن در قالب مستند، ارزشمند است. در سینمایی که بسیاری از تولیداتش فقط به سرگرمی میاندیشند، بازگشت حقیقی با «بحران خاموش» نشان دهنده تفکر و سلیقه نسلی است که سینما برایش، فقط وسیله درآمدزایی و کسب شهرت نبود.
«بحران خاموش» (تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) با بررسی آداب، سنت ها، باورها و حال و گذشته ایرانیان، وضعیت زندگی سالمندان در این سرزمین را بازتاب میدهد و نقد میکند و همزمان، وضعیت انسان در این روزگار را بازتعریف میکند. فیلمی که شاید بیش از هر سکانس و پلانش، یک مضمون بیشتر از هر چیز دیگری در ذهن مخاطب به یادگار میگذارد، وقتی احترام بلوچ ها به خانواده و سالخوردگان را بیش از هر قوم ایرانی دیگری عیان میکند، تصویری باشکوه از این قوم مظلوم در رسانه، ترسیم میکند. «بحران خاموش» زنگ خطری برای ایران فردا و فردای ایرانیان است.



نظر شما