به گزارش خبرنگار مهر، تهران در سالهای اخیر شاهد تغییراتی در سبک زندگی شهروندان بوده است؛ تغییراتی که از الگوی خانواده و روابط اجتماعی تا نحوه گذران اوقات فراغت و نگهداری از حیوانات خانگی را دربرمیگیرد. در این میان، گسترش سگگردانی و نگهداری از حیوانات خانگی، به یکی از نمودهای قابل توجه این تغییرات تبدیل شده است؛ پدیدهای که دلایل و پیامدهای آن را نمیتوان صرفاً در انتخاب یک سبک زندگی خلاصه کرد.
یونس اکبری رئیس گروه مطالعات سلامت در مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به گسترش پدیده نگهداری از حیوانات خانگی و سگگردانی، گفت: نگهداری از حیوانات خانگی، چه سگ و چه گربه یا سایر حیوانات، یک معلول است و نمیتوان بدون توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی گستردهتر، صرفاً از میانه این معادله به موضوع نگاه کرد.
وی افزود: ما در جامعه با تغییرات دیگری نیز مواجه هستیم که یکی از مهمترین آنها گسترش فردگرایی است؛ پدیدهای که از منظر جامعهشناختی، ابعاد مختلف زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و یکی از نمودهای آن میتواند گرایش برخی افراد به نگهداری از حیوانات خانگی به جای برقراری برخی روابط اجتماعی باشد.
اکبری ادامه داد: فردگرایی روندی است که مختص یک کشور یا جامعه خاص نیست و در جریان توسعه در بسیاری از جوامع اتفاق افتاده است؛ البته شدت و میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است. برای مثال، در حوزه ازدواج شاهد کاهش تمایل به ازدواج، افزایش طلاق و کاهش فرزندآوری هستیم و در حوزه روابط انسانی نیز با افزایش انزوا مواجه شدهایم.
سگگردانی را باید در کنار سایر تغییرات سبک زندگی دید
این کارشناس علوم اجتماعی اظهار کرد: اگر نگهداری از حیوانات خانگی و سگگردانی را در کنار این تغییرات ببینیم، متوجه میشویم که این پدیده نیز میتواند بخشی از همین روند گستردهتر تغییر سبک زندگی باشد.
وی گفت: هرچه به سمت شهرنشینی، کلانشهرها و توسعهیافتگی پیش میرویم، نمود این پدیدهها نیز بیشتر میشود؛ البته این الزاماً به معنای مثبت یا منفی بودن توسعه نیست، بلکه توسعه پیامدهایی نیز به همراه دارد که باید آنها را مورد توجه قرار داد.
اکبری افزود: یکی از این پیامدها این است که افراد گاهی دیگر حاضر نیستند دیگری را با تمام پیچیدگیهای روابط انسانی، مسئولیتها، حقوق و تکالیفی که در یک رابطه وجود دارد، تحمل کنند. در نتیجه ممکن است برخی افراد ترجیح دهند با موجودی مانند حیوان خانگی رابطهای داشته باشند که از نظر آنها پیچیدگیهای کمتری نسبت به روابط انسانی دارد.
وی با اشاره به تغییرات ارزشی در جامعه گفت: ما با نسلی مواجه هستیم که در مواردی خودش را بیشتر محق میداند تا مکلف. یعنی دیگری را نه الزاماً بر مبنای یک تکلیف اجتماعی و مسئولیت متقابل، بلکه بیشتر بر اساس خواستهها و ترجیحات فردی تعریف میکند و این مسئله میتواند بر کیفیت روابط اجتماعی تأثیر بگذارد.
این کارشناس علوم اجتماعی دامه داد: زندگی شهری، آپارتماننشینی و تراکم جمعیت نیز میتواند این شرایط را تشدید کند و افراد را به سمتی ببرد که بخشی از نیازهای عاطفی و حتی احساس تنهایی خود را از طریق ارتباط با موجودی غیرانسانی مانند حیوان خانگی پاسخ دهند.
وی افزود: اگر بخواهیم پیامدهای این وضعیت را از منظر اجتماعی بررسی کنیم، یکی از نگرانیها میتواند حرکت به سمت انزوا و در برخی موارد پیامدهای مرتبط با افسردگی باشد.
وابستگی عاطفی به حیوان خانگی و تجربه فقدان
رئیس گروه مطالعات سلامت در مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران با اشاره به شکلگیری وابستگی عاطفی میان فرد و حیوان خانگی گفت: نگهداری از حیوانات خانگی میتواند وابستگی عاطفی ایجاد کند و از آنجا که طول عمر این حیوانات معمولاً از انسان کمتر است، از دست دادن آنها نیز میتواند برای صاحب حیوان تجربه عاطفی سنگینی باشد.
اکبری اظهار کرد: فرد ممکن است فقدان حیوان خانگی را تا حدی شبیه از دست دادن یکی از اعضای نزدیک خانواده تجربه کند و این مسئله میتواند پیامدهای عاطفی قابل توجهی برای او به همراه داشته باشد.
ریشه بخشی از این تغییرات را باید در سبک فرزندپروری جستوجو کرد
وی درباره راهکارهای مواجهه با این تغییرات گفت: اگر بخواهیم راهکار ارائه کنیم، باید به سبک زندگی و بهویژه سبک تربیتی خانوادهها توجه کنیم.
اکبری افزود: امروز عمدتاً با خانوادههای هستهای مواجه هستیم؛ یعنی خانوادههایی که محور اصلی آنها پدر، مادر و فرزند است. ما از خانواده گسترده فاصله گرفتهایم و افراد نیز بیش از گذشته تمایل دارند زندگی مستقل خود را داشته باشند.
رئیس گروه مطالعات سلامت در مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران ادامه داد: در چنین شرایطی، سبک فرزندپروری نیز تغییر کرده است. در بسیاری از خانوادههای هستهای امروز، فرزندمحوری پررنگ شده و کودک از همان ابتدا خود را محور خانواده و بسیاری از تصمیمات میبیند.
اکبری گفت: وقتی فرد با چنین سبک تربیتی بزرگ میشود و خود را بیش از گذشته «محق» میداند، ممکن است توان و تحمل او برای مواجهه با «دیگری» چه در خانواده، چه در رابطه عاطفی و چه در روابط اجتماعی، نسبت به نسلهای گذشته کاهش پیدا کند.
ضرورت حرکت از حقمحوری صرف به سمت مسئولیتپذیری
وی تأکید کرد: اگر انزوا را به عنوان یک آسیب اجتماعی در نظر بگیریم، باید سبک تربیت و مناسبات اجتماعی را به سمتی ببریم که تکلیفمحوری و مسئولیتپذیری در آن تقویت شود.
رئیس گروه مطالعات سلامت در مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران افزود: لازم است در سبک فرزندپروری و شیوه مراودات اجتماعی، در کنار توجه به حقوق فرد، مسئولیت او نسبت به دیگری نیز مورد توجه قرار گیرد. اگر بتوانیم چنین تغییراتی را در خانواده و شیوه تربیت ایجاد کنیم، میتوان به نتایج امیدوارکنندهتری در حوزه روابط اجتماعی و کاهش انزوا دست پیدا کرد.
اکبری در پایان گفت: مسئله حیوانات خانگی را نمیتوان جدا از مجموعه تغییرات سبک زندگی و تحولات اجتماعی تحلیل کرد؛ برای فهم این پدیده باید آن را در کنار تغییرات خانواده، ازدواج، فرزندآوری، فردگرایی، شهرنشینی و الگوهای جدید روابط انسانی مورد بررسی قرار داد.


نظر شما