به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: استان گیلان در اذهان عمومی با تصویر موزائیکی از شالیزارهای زمردین، جنگلهای هیرکانی و سواحل آرام خزر شناخته میشود اما این نقاب سرسبز، سالهاست که حقیقتی تلخ و مسموم را پنهان کرده است؛ حقیقتی که در لایههای زیرین خاک و در بستر رودخانههای استان جریان دارد. آمارهای رسمی که اخیرا توسط رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان گیلان اعلام شده، پرده از واقعیتی تکاندهنده برمیدارد.
روزانه حدود ۳۹۰ هزار مترمکعب فاضلاب و پساب در استان تولید میشود که تنها ۲۵ درصد آن تصفیه شده و مابقی یعنی ۷۵ درصد از این حجم عظیم آلودگی بیهیچ مانعی وارد اکوسیستمهای آبی و محیطزیست میشود. این آمار، نه یک عدد ساده در گزارشهای دولتی، که بهمعنای تزریق روزانه حدود ۳۰۰ هزار مترمکعب فاضلاب خام، پساب صنعتی و زهاب کشاورزی به رگهای حیاتی این سرزمین است؛ بحرانی که اگر امروز مدیریت نشود، فردا میتواند سلامت عمومی، امنیت غذایی و بقای اکوسیستم شمال ایران را به نقطهای بیبازگشت برساند.
زرجوب و گوهررود؛ نمادهای زوال اکولوژیک
برای درک عمق این فاجعه، کافی است نگاهی به مرکز استان، شهر رشت، بیندازیم. جایی که دو رودخانه «زرجوب» و «گوهررود»، بهجای آنکه شریانهای حیاتبخش و زیباییبخش شهر باشند، به کانالهای روباز انتقال تعفن تبدیل شدهاند. این دو رودخانه که در گذشته زیستگاه انواع آبزیان بودند، امروز به مسیرهای اصلی انتقال فاضلابهای خانگی و پسابهای صنعتی تبدیلشدهاند.
وقتی محتویات لولههای فاضلاب هزاران واحد مسکونی، پساب کارخانهها و شهرکهای صنعتی و شیرابههای سمی سایت دفن زباله «سراوان» مستقیم در این رودها تخلیه میشود، زرجوب و گوهررود دیگر رودخانه نیستند؛ آنها حاملان سمی هستند که در نهایت به «تالاب بینالمللی انزلی» میریزند. تالابی که خود سالهاست با مشکل رسوبگذاری و آلودگی دستوپنجه نرم میکند و اکنون در سایه ورود این حجم از فاضلاب، در آستانه یک مرگ اکولوژیک کامل قرار گرفته است.
تهدید سفرههای آب زیرزمینی و امنیت غذایی
بحران ۷۵ درصدی فاضلابهای تصفیهنشده، تنها یک مساله زیستمحیطی نیست بلکه مستقیما با «امنیت غذایی» و «سلامت عمومی» گره خورده است. گیلان بهدلیل سطح بالای آبهای زیرزمینی و بافت خاک نفوذپذیر، بهشدت در برابر آلودگیهای شیمیایی و بیولوژیکی آسیبپذیر است. بسیاری از روستاهای استان که هنوز از چاههای کمعمق برای تامین آب شرب استفاده میکنند، در معرض نفوذ شیرابهها قرار دارند. از سوی دیگر، بخش بزرگی از زمینهای کشاورزی و شالیزارهای استان در مسیر همین رودخانههای آلوده قرار گرفتهاند.
استفاده کشاورزان از این آب برای آبیاری محصولات، ریسک ورود فلزات سنگین، نیترات و پاتوژنهای بیماریزا را به زنجیره غذایی افزایش میدهد. تحقیقات علمی بارها بر ارتباط مستقیم مصرف محصولات کشاورزی آبیاریشده با فاضلاب و نرخ بروز بیماریهای گوارشی، پوستی و حتی سرطانها در این منطقه تاکید داشتهاند. این یعنی ما در حال خوردن محصولاتی هستیم که مستقیم یا غیرمستقیم با پسابهای تصفیهنشده تغذیه شدهاند.
چرا گیلان در بنبست زیرساختی گرفتار شده است؟
پرسش اینجاست که چرا با وجود اهمیت حیاتی این موضوع، همچنان ۷۵ درصد فاضلاب استان بدون تصفیه رها میشود؟ پاسخ در یک «بحران مزمن زیرساختی» نهفته است. پروژههای ساماندهی فاضلاب در گیلان، بهویژه در شهرهای بزرگ مانند رشت، انزلی و لاهیجان، دهههاست که با فرازوفرودهای بودجهای، تغییرات پیدرپی مدیریتی و عدم تخصیص اعتبارات ملی مواجهاند.
در کنار این موضوع، باید به معضل «تراکم جمعیت و شهرنشینی نامتوازن» اشاره کرد. گیلان یکی از پرتراکمترین استانهای کشور است که سالانه پذیرای میلیونها گردشگر است. زیرساختهای فعلی فاضلاب، اغلب برای جمعیتی طراحی شدهاند که با واقعیت جمعیتی امروز استان همخوانی ندارند. فشار حضور گردشگران در فصول پیک سفر، تصفیهخانههای موجود را که همین حالا هم با ظرفیت ناقص کار میکنند، تحت فشار مضاعف قرار میدهد. در فقدان یک شبکه جمعآوری مدرن و یکپارچه، تنها راهکار پیش روی بسیاری از واحدهای مسکونی و صنعتی، تخلیه فاضلاب به نزدیکترین جوی یا رودخانه است.
از وعده تا اقدام؛ یک «عزم ملی» لازم است
حل بحران فاضلاب گیلان، در حدواندازههای اعتبارات استانی نیست. این معضل، همچون احیای دریاچه ارومیه یا سایر بحرانهای بزرگ محیطزیستی در ایران، نیازمند «عزم حاکمیتی» و «نگاه ملی» است. برای عبور از این وضعیت، اقداماتی اساسی، نه بهعنوان یک پیشنهاد بلکه در حکم ضرورتی حیاتی، لازم الاجراست. از تکمیل سریع پروژههای تصفیهخانههای نیمهکاره رشت و شهرهای ساحلی با اولویتبندی بودجههای ملی گرفته تا الزام قانونی شهرکهای صنعتی به تصفیه پساب پیش از ورود به محیط و در صورت عدم تمکین، برخورد قانونی قاطع. همچنین توقف ورود شیرابههای سمی سایتهای دفن زباله (مانند سراوان) به رودخانهها بهعنوان نخستین و فوریترین گام قابل توجه است.
میراثی که برای نسل بعد میماند
ما در برابر طبیعتی که گیلان را به بهشت ایران تبدیل کرده، مسئولیم. تخلیه ۷۵ درصد فاضلاب به محیطزیست، بهمثابه نابودکردن پتانسیلهای اقتصادی و گردشگری آینده این استان است. اگر رودخانهها بمیرند، اگر خاک آلوده شود و اگر تالابها به باتلاق فاضلاب تبدیل شوند، دیگر گردشگری، کشاورزی و سلامت در این منطقه معنایی نخواهد داشت. این ۷۵ درصد فاضلاب تصفیهنشده، در واقع «بدهی» ما به نسل آینده است. بدهیای که هر روز با سود مرکب تخریب محیطزیست برای آنها سنگینتر میشود. زمان آن رسیده که مسئولان از مرحله انتشار آمار و هشداردادن عبور کرده و بهسمت «عملیات نجات» حرکت کنند؛ چرا که طبیعت گیلان، دیگر تاب این حجم از نادیدهگرفتهشدن را ندارد.


نظر شما