۱۱ مهر ۱۴۰۵، ۱۰:۵۹

روایت شهدا در محاصره زمان؛ خاطراتی که درحال از دست رفتن‌اند

روایت شهدا در محاصره زمان؛ خاطراتی که درحال از دست رفتن‌اند

مسئول طرح«قصه فرماندهان» با اشاره به گذشت چهار دهه از پایان جنگ، نسبت به از دست رفتن تدریجی خاطرات خانواده‌ها و نزدیکان شهدا هشدار داد و گفت: ثبت این روایت‌ها دیگر فرصتی برای تعلل ندارد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: کتاب‌هایی که در موضوعات دفاع مقدس قرار می‌گیرند، فرصتی است برای بازخوانی روزهایی که بخشی از مهم‌ترین تجربه‌های تاریخی ایران در میدان جنگ رقم خورده است. روزهایی که فرماندهانی جوان، در کنار رزمندگان، مسئولیت سنگین دفاع از کشور را بر عهده گرفتند و هرکدام قصه‌ای از تصمیم، مقاومت و ایستادگی را به یادگار گذاشتند. اما روایت این سال‌ها تنها در خاطرات همرزمان و اسناد تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ بخشی از این میراث باید به زبان نسل نوجوان روایت شود تا فاصله میان تاریخ و مخاطب امروز کمتر شود.

مجموعه «قصه فرماندهان» از جمله طرح‌هایی است که با همین نگاه در انتشارات سوره مهر شکل گرفته و زندگی و خاطرات فرماندهان دفاع مقدس را در قالب روایت‌هایی داستانی و متناسب با نوجوانان بازگو می‌کند. این مجموعه که انتشار جلدهای تازه آن همچنان ادامه دارد، در سال‌های گذشته با استقبال مخاطبان روبه‌رو شده و بارها تجدید چاپ شده است.

در بخش اول این گفتگو با عنوان «چه ناگفته‌هایی در روایت کوتاه «قصه فرماندهان» باقی مانده است؟» به این موضوع پرداختیم که در حجم کم این مجموعه کتاب‌ها، مخاطب قرار است با په موضوعاتی از فرماندهان شهید مواجه شود.

در ادامه بخش دوم گفتگو با مسعود روشن‌بخش، مسئول طرح «قصه فرماندهان»، را از نظر می‌گذرانید.

* فرمودید کتاب «رفیق عهد» درباره شهید عبدالرحیم موسوی است؛ چرا این عنوان را برای کتاب انتخاب کردید و «رفیق عهد» چه نسبتی با شخصیت و زندگی این شهید دارد؟

عنوان «رفیق عهد» را خود نویسنده انتخاب کرده است، اما به نظر من در دوره‌های مختلف زندگی شهید عبدالرحیم موسوی، همواره نوعی رفاقت و سازگاری با روزگار دیده می‌شود. از زندگی اولیه او گرفته تا خانواده، تولد و دوران زندگی‌اش تا شهادت، همواره می‌توان این ویژگی را دنبال کرد.

این شخصیت، یک نظامی رسمی با دیسیپلین خاص نظامی بود، اما در عین حال سرشار از شوق، اخلاق‌محوری و روحیه مذهبی بود و شخصیت بسیار خاصی داشت. اگر نظامیان و فرماندهان دیگر در دنیا را هم بررسی کنیم، برخی از آنها در حوزه نظامی ویژگی‌های برجسته‌ای دارند، اما درباره بسیاری از فرماندهان ما نمی‌توان گفت که فقط در حوزه نظامی خاص و متفاوت هستند؛ بلکه سبک زندگی آنها نیز ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد.

با درگذشت هر یک از همسران شهدا، بخش مهمی از زندگی شخصی و خانوادگی یک شهید یا سردار شهید نیز از دست می‌رود. برای روایت ابعاد مختلف زندگی یک فرمانده، به‌ویژه بخش‌های خانوادگی و عاطفی زندگی او، به روایت همسر و اعضای خانواده نیاز داریم

زندگی بسیاری از این فرماندهان بسیار معمولی و مردمی است و در عین حال، نگاه آنها به زندگی، نگاهی عارفانه و ویژه است؛ به همین دلیل توصیف کامل این ویژگی‌ها دشوار است. در مورد شهید موسوی نیز می‌توان این مسیر را از ابتدای زندگی، حتی پیش از تولد او و زندگی پدر و مادرش، تا شهادتش دنبال کرد. این ویژگی حتی در فرزندان او نیز دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که احساس می‌شود این نگاه ویژه و عارفانه در خانواده آنها نیز وجود دارد.

اینکه فرزند شهید پس از شهادت پدر، با وجود تمام سختی‌ها و داغی که خانواده متحمل شده‌اند، با صمیمیت و صداقت به دنبال شناخت و روایت زندگی پدرش است، بسیار تأثیرگذار است. در جریان این مصاحبه‌ها و روایت‌ها، لحظاتی وجود داشت که واقعاً احساسات انسان را تحت تأثیر قرار می‌داد.

* چقدر خوب است که خانواده‌ها در این زمینه همکاری می‌کنند؛ زیرا این روایت‌ها حتماً باید ثبت و حفظ شوند. ما امروز در جنگ روایت‌ها قرار داریم و اگر روایت زندگی این افراد و فرماندهان از زبان خانواده‌ها و نزدیکانشان ثبت نشود، بخشی از این میراث و حقیقت تاریخی از دست خواهد رفت.

یکی از مشکلاتی که امروز با آن مواجه هستیم، گذشت زمان است. اگر پایان جنگ هشت‌ساله را سال ۱۳۶۷ در نظر بگیریم، اکنون نزدیک به چهار دهه از آن دوران گذشته است. خانواده‌ها، دوستان و افرادی که با فرماندهان و شهدا ارتباط داشته‌اند، امروز سن بالاتری دارند و اگر به سراغ آنها نرویم و روایت‌هایشان ثبت نشود، بخش مهمی از این خاطرات از دست خواهد رفت.

اکنون نویسندگانی داریم که در شهرستان‌ها با خانواده شهدا ارتباط می‌گیرند و برای ثبت روایت، زمان زیادی صرف می‌کنند. برای مثال، خانم پروانه نوری در کرمانشاه برای نگارش درباره شهید جعفری آن‌قدر با خانواده ایشان ارتباط گرفت و به منزلشان رفت‌وآمد کرد تا همسر شهید را برای روایت زندگی ایشان همراه کند. با وجود اختلاف سنی، این ارتباط به حدی عمیق شد که رابطه‌ای صمیمانه میان آنها شکل گرفت. این خانواده‌ها بسیار متواضع هستند و معمولاً خودشان ادعایی برای بیان این خاطرات ندارند؛ بنابراین باید برای جلب اعتماد و همراهی آنها زمان گذاشت.

روایت شهدا در محاصره زمان؛ خاطراتی که درحال از دست رفتن‌اند

این کار باید با جدیت بیشتری دنبال شود، زیرا فرصت محدودی برای ثبت این روایت‌ها داریم. با درگذشت هر یک از همسران شهدا، بخش مهمی از زندگی شخصی و خانوادگی یک شهید یا سردار شهید نیز از دست می‌رود. برای روایت ابعاد مختلف زندگی یک فرمانده، به‌ویژه بخش‌های خانوادگی و عاطفی زندگی او، به روایت همسر و اعضای خانواده نیاز داریم.

طبیعتاً نویسنده‌ای که قرار است درباره چنین شخصیتی بنویسد، باید در حد و شأن آن شخصیت باشد. درباره رهبر شهید، قطعاً باید یکی از بهترین نویسندگان حوزه دفاع مقدس، به‌ویژه در زمینه داستانی، انتخاب شود. در حال حاضر با چند نویسنده رایزنی کرده‌ایم و امیدواریم هرچه زودتر به نتیجه برسیم

در دوره فعالیت مرتضی سرهنگی نیز مجموعه‌ای با عنوان «نیمه پنهان» منتشر شد که بخش مهمی از زندگی شهدا را از زبان همسران و خانواده‌هایشان روایت می‌کرد. خانواده‌ها در واقع بخشی از «نیمه پنهان» زندگی شهدا هستند. برای مثال، اگر فرزند شهید موسوی با ما همکاری نمی‌کرد، قطعاً به بخشی از اطلاعاتی که امروز در اختیار داریم دست پیدا نمی‌کردیم. او اطلاعات دقیقی درباره دوره‌های مختلف زندگی و فعالیت‌های پدرش داشت و ما را به دوستان و همرزمان او ارجاع داد؛ افرادی که هرکدام بخشی از زندگی و شخصیت این شهید را می‌شناختند.

در واقع، هرکدام از این افراد مانند قطعه‌ای از یک پازل هستند و کنار هم قرار گرفتن این قطعات است که می‌تواند تصویری کامل‌تر از شخصیت و زندگی یک فرمانده ارائه دهد.

* ما بزرگ‌ترین فرمانده زندگی‌مان را از دست دادیم؛ رهبر شهید. ایشان پیش از آنکه رئیس‌جمهور شوند و پیش از رسیدن به جایگاه رهبری، در جبهه‌ها حضور و فعالیت داشتند. با این حال، بسیاری از مردم ما تازه پس از شهادت ایشان با بخشی از این فعالیت‌ها و نقش ایشان در دوران دفاع مقدس آشنا شدند و شاید بتوان گفت این مسئله، تا حدی ناشی از ضعف در معرفی این بخش از زندگی ایشان بوده است. با توجه به این موضوع، برای معرفی و روایت فعالیت‌های رهبر شهید در دوران دفاع مقدس چه برنامه‌ای دارید؟ البته احساس می‌کنم ابعاد شخصیتی و جایگاه ایشان به‌گونه‌ای است که دیگر نمی‌توان این موضوع را در ابعاد محدود و کوچک روایت کرد.

بعضی از چهره‌ها آن‌قدر جایگاه و وزن بالایی دارند که پرداختن به زندگی آنها نیازمند تصمیم و برنامه‌ریزی در سطح یک مجموعه است. اینکه ثبت نام و زندگی چنین شخصیتی برای هر مجموعه‌ای افتخار محسوب می‌شود، تردیدی در آن نیست؛ اما جایگاه ایشان به اندازه‌ای خاص است که باید برای انتخاب نویسنده و شیوه روایت، با دقت بیشتری فکر کرد.

ما در مورد این موضوع فکر کرده‌ایم و در حال بررسی آن هستیم. طبیعتاً نویسنده‌ای که قرار است درباره چنین شخصیتی بنویسد، باید در حد و شأن آن شخصیت باشد. درباره رهبر شهید، قطعاً باید یکی از بهترین نویسندگان حوزه دفاع مقدس، به‌ویژه در زمینه داستانی، انتخاب شود. در حال حاضر با چند نویسنده رایزنی کرده‌ایم و امیدواریم هرچه زودتر به نتیجه برسیم.

از سوی دیگر، برای انجام این کار به همکاری نهادها و مجموعه‌های مختلف نیاز داریم تا بتوانیم زندگی ایشان را در قالب اثری در شأن این شخصیت روایت کنیم؛ حتی اگر این اثر، کتابی مختصر در اندازه و قالب «قصه فرماندهان» باشد. مهم این است که مخاطب بداند ایشان در دوران دفاع مقدس چه نقش مؤثری داشته‌اند.

به نظر من، کتاب‌خوانی برای ایشان صرفاً یک فعالیت جانبی نبود، بلکه بخشی از زندگی‌شان محسوب می‌شد. احساس می‌کنم ایشان زمان مشخصی را برای مطالعه اختصاص می‌دادند و شاید کتاب‌خواندن یکی از راه‌هایی بود که از طریق آن به آرامش ذهنی می‌رسیدند. این میزان پیگیری نشان می‌داد که کتاب و مطالعه برای ایشان یک دغدغه جدی بود

نقش ایشان در جبهه‌ها نیز موضوعی گسترده است و شاید حتی به چند جلد کتاب نیاز داشته باشد. حضور فیزیکی ایشان در جبهه‌های مختلف، حضور با لباس رزم و همچنین نقش‌هایی که در بسیاری از عملیات‌ها، حتی در پشت صحنه، بر عهده داشتند، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند در این روایت مورد توجه قرار گیرد.

برای ثبت دقیق این بخش از زندگی ایشان نیز باید از ظرفیت فرماندهانی که امروز در قید حیات هستند استفاده کنیم. امیدواریم با همکاری این افراد و مجموعه‌های مرتبط، بتوانیم به این توفیق برسیم.

* موضوع دیگری که مطرح می‌شود، این است که رهبر شهید ما از جمله کتاب‌خوان‌ترین افراد سیاسی بودند و در این زمینه تردیدی وجود ندارد. با توجه به علاقه و توجه ایشان به کتاب و ادبیات، آیا درباره مجموعه «قصه فرماندهان» اطلاع داشتند که این کتاب‌ها منتشر می‌شود؟ آیا در مقطعی درباره این مجموعه نظری مطرح کرده یا بازخوردی نسبت به آن داشته‌اند؟

در مورد کتاب‌هایی که مورد تأیید یا توجه ویژه رهبر شهید قرار داشتند، معمولاً تقریظ ایشان وجود داشت. در مدتی که من در این مجموعه فعالیت داشتم، برای «قصه فرماندهان» تقریظی ندیدم، اما مطمئن هستم که ایشان این کتاب‌ها را مطالعه کرده بودند. ایشان واقعاً کتاب‌خوان بودند و کتاب بخش مهمی از زندگی‌شان بود.

من این توفیق را داشتم که چند بار در محضر ایشان باشم. جلساتی که ما خدمت ایشان می‌رسیدیم، گاهی بیشتر شبیه جلسه نقد و معرفی کتاب‌هایی بود که در حوزه هنری منتشر شده بود. ایشان بر بسیاری از منابعی که در سوره مهر منتشر می‌شد، تسلط داشتند و اطلاعاتشان درباره کتاب‌ها به‌روز بود. ما هر سال برای سالگرد تأسیس مرکز مطالعات و هنر مقاومت خدمت ایشان می‌رسیدیم و بخش قابل توجهی از مباحث جلسه درباره کتاب‌ها بود. این موضوع نشان می‌داد که ایشان، حتی با وجود حجم بالای کتاب‌هایی که در کشور منتشر می‌شود، آثار برجسته حوزه‌های مختلف را دنبال می‌کردند.

خاطره‌ای که درباره کتاب «دا» دارم، برای من بسیار جالب بود. زمانی که این کتاب تازه منتشر شده بود، خدمت ایشان رسیدیم و در پایان جلسه، خود ایشان از کتاب «دا» تعریف کردند. آنجا آقای سرهنگی اشاره کردند که خانم حسینی، از عوامل کتاب، در جلسه حضور دارد. ایشان بلافاصله پرسیدند: «کدام حسینی؟» و مشخص کردند که منظورشان راوی کتاب، سیده‌زهرا حسینی، است یا تدوینگر آن، اعظم حسینی. برای من این میزان دقت بسیار قابل توجه بود؛ زیرا ما که خودمان در فضای نشر و کتاب فعالیت می‌کردیم، شاید هنوز کتاب را با چنین دقتی نخوانده بودیم، اما ایشان با وجود مسئولیت‌های متعدد، کتاب را دقیق مطالعه کرده بودند.

روایت شهدا در محاصره زمان؛ خاطراتی که درحال از دست رفتن‌اند

به نظر من، کتاب‌خوانی برای ایشان صرفاً یک فعالیت جانبی نبود، بلکه بخشی از زندگی‌شان محسوب می‌شد. احساس می‌کنم ایشان زمان مشخصی را برای مطالعه اختصاص می‌دادند و شاید کتاب‌خواندن یکی از راه‌هایی بود که از طریق آن به آرامش ذهنی می‌رسیدند. این میزان پیگیری نشان می‌داد که کتاب و مطالعه برای ایشان یک دغدغه جدی بود.

این میزان تسلط به کتاب و مطالعه گسترده در حوزه‌های مختلف، نشان می‌داد که ایشان واقعاً از جنس کتاب‌خوان‌ها بودند. متأسفانه امروز کمتر شاهد چنین ارتباط مستقیمی میان مسئولان و فضای کتاب و نویسندگی هستیم؛ در حالی که این توجه می‌تواند برای نویسندگان و همه فعالان حوزه کتاب بسیار روحیه‌بخش و اثرگذار باشد. حضور و توجه ایشان به کتاب، به‌نظر من یکی از اتفاقات ارزشمندی بود که در فضای فرهنگی کشور رقم خورد

فکر می‌کنم یکی از عواملی که در ذهن بسیاری از نویسندگان، به‌خصوص نویسندگان حوزه ادبیات دفاع مقدس و انقلاب، وجود داشت، امید به دیده‌شدن آثارشان توسط ایشان بود. نویسنده‌ای که مثلاً کار درباره شهیدی را آغاز می‌کرد، در ذهنش این بود که امیدوار است روزی کتاب به دست ایشان برسد و مورد توجه قرار گیرد و شاید حتی تقریظی برای آن نوشته شود. این امید برای بسیاری از نویسندگان، انگیزه و شوق ایجاد می‌کرد.

تقریظ‌ها برای برخی نویسندگان نقطه عطفی در مسیر کاری‌شان بود و حتی موجب شد پس از آن، آثار ارزشمند دیگری خلق کنند. این اتفاق برای مجموعه فرهنگی و به‌خصوص نویسندگان، بسیار مهم بود. امروز یکی از خلأهایی که احساس می‌کنیم، از دست رفتن همین امید و انگیزه است و امیدواریم این ارتباط و توجه به کتاب و نویسندگان در دوره جدید نیز ادامه پیدا کند.

بخش فرهنگی و حوزه نویسندگی برای حرکت کردن به عوامل مختلفی نیاز دارد؛ گاهی یک جایزه، گاهی حمایت مالی یک مجموعه و گاهی نیز دیده‌شدن اثر توسط یک شخصیت اثرگذار می‌تواند این چرخ‌دنده‌ها را به حرکت درآورد. تقریظ نیز یکی از همین عوامل بود.

من سال‌هاست در نمایشگاه کتاب حضور دارم و هر سال، یکی از اتفاقاتی که برای ناشران اهمیت داشت، حضور ایشان در نمایشگاه بود. حتی حضور کوتاه ایشان در یک غرفه و نگاه کردن به یک اثر برای ناشر و نویسنده اهمیت داشت. در بسیاری از موارد نیز مشخص بود که ایشان کتاب‌ها را مطالعه کرده‌اند و درباره آثار و نویسندگان اطلاعات داشتند.

این میزان تسلط به کتاب و مطالعه گسترده در حوزه‌های مختلف، نشان می‌داد که ایشان واقعاً از جنس کتاب‌خوان‌ها بودند. متأسفانه امروز کمتر شاهد چنین ارتباط مستقیمی میان مسئولان و فضای کتاب و نویسندگی هستیم؛ در حالی که این توجه می‌تواند برای نویسندگان و همه فعالان حوزه کتاب بسیار روحیه‌بخش و اثرگذار باشد. حضور و توجه ایشان به کتاب، به‌نظر من یکی از اتفاقات ارزشمندی بود که در فضای فرهنگی کشور رقم خورد.

* در پایان صحبت‌های خود نکته‌ای دارید که بیان کنید؟

یکی از مشکلاتی که وجود دارد، به میزان همکاری و حمایت انتشارات مربوط می‌شود. با توجه به اینکه این طرح زیرمجموعه سوره مهر است، طبیعتاً محدودیت‌هایی در روند تولید و انتشار آثار وجود دارد. در حالی که به نظر می‌رسد دست‌کم به بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب دیگر درباره فرماندهان نیاز داریم و حتی مداخل و موضوعات بسیاری از آنها نیز مشخص شده است، اگر قرار باشد سالانه تنها پنج یا شش عنوان منتشر شود، رسیدن به این هدف ممکن است چندین دهه زمان ببرد. در حالی که درباره این شهدا و فرماندهان، نیاز جامعه به روایت‌های آنها فوری است و باید این فرهنگ با سرعت بیشتری در جامعه جریان پیدا کند.

به نظر من باید دست مجموعه برای تولید آثار بازتر باشد. می‌توان مشخص کرد که در هر سال چه تعداد اثر امکان انتشار دارد و حتی از نویسندگان خواست تعداد بیشتری طرح و اثر برای بررسی ارائه کنند. بخشی از این مسئله نیز به بودجه مربوط می‌شود و لازم است در این زمینه حمایت بیشتری صورت گیرد.

یکی دیگر از مسائل، وضعیت مالی نویسندگان است. برای مثال، یک نویسنده توانمند برای نوشتن یک کتاب حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ صفحه‌ای یا یک مجموعه داستان کوتاه، ممکن است حدود چهار ماه زمان صرف کند. با این حال، گاهی مبلغی که برای چنین کاری در نظر گرفته می‌شود، با حجم زمان، انرژی و تخصص نویسنده تناسب ندارد. اگر نویسنده‌ای چهار ماه برای یک پروژه وقت بگذارد، باید ارزش واقعی این زمان و تخصص در حق‌الزحمه او دیده شود.

روایت شهدا در محاصره زمان؛ خاطراتی که درحال از دست رفتن‌اند

متأسفانه با توجه به افزایش هزینه‌ها، اگر بخواهیم در این عرصه دوام بیاوریم و کار را پیش ببریم، به پشتیبانی مالی جدی نیاز داریم. بسیاری از نویسندگانی که در حوزه دفاع مقدس فعالیت می‌کنند، از سر علاقه و دغدغه وارد این حوزه شده‌اند و با وجود مشکلات مختلف همچنان در این مسیر مانده‌اند. اگر قرار است این جریان ادامه پیدا کند، باید از آنها هم از نظر مالی و هم از نظر پشتیبانی حمایت شود.

موضوع قیمت کتاب نیز مسئله مهم دیگری است. قرار نیست هر زمان قیمت کالاهای دیگر افزایش پیدا می‌کند، قیمت کتاب نیز به همان نسبت افزایش پیدا کند. ما وظیفه داریم برای حفظ بخش‌هایی از فرهنگ کشور هزینه کنیم و از تولید و مصرف کتاب حمایت کنیم. اگر قیمت کتاب با رویکرد حمایتی تعیین شود، امکان دسترسی مخاطبان، به‌ویژه نوجوانان، بیشتر خواهد شد.

برای نمونه، آخرین کتاب ما حدود ۱۲۵ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است. این رقم برای نوجوانی که بخش زیادی از هزینه‌هایش همچنان به خانواده وابسته است، می‌تواند قابل توجه باشد. ما باید شرایطی فراهم کنیم که یک نوجوان بتواند با هزینه‌ای مناسب، کتاب مورد علاقه‌اش را تهیه کند، آن را بخواند و از مطالعه لذت ببرد. نباید این امکان را از نوجوانان دریغ کنیم.

کد مطلب 6961461

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha